- 1. مفهوم شناسی مدرنیته 4
- اشاره 4
- اشاره 4
- الف) مدرنیته، ساختاری اجتماعی _ فرهنگی 7
- ب) مدرنیته، رویکردی کلی یا یک حوالت تاریخی 7
- 2. ویژگی های مدرنیسم 9
- اشاره 9
- الف) ویژگی های ساختاری 9
- یک _ سکولاریسم1 11
- ب) ویژگی های بنیادین 11
- اشاره 11
- اشاره 11
- 1. انسان 12
- 2. طبیعت 13
- 3. انگاره تاریخی 14
- دو _ اومانیسم 16
- 3. سیر تاریخی تجددگرایی و اندیشه مدرن 17
- اشاره 17
- الف) یونان باستان 18
- ب) دوران هِلِنِسْتیک 19
- ج) قرون وسطا 20
- د) رنسانس و دوره مدرنیته (دوران جدید) 21
- 4. هنر مدرن و قابلیت های رسانه ای (زیبایی شناسی تجسدگرا) 23
- 5. فهم سوبژکتیو، فصل مشترک رسانه ها و فلسفه مدرنیته 27
- 6. سیاست و رسانه های مدرن: مسئله قدرت 32
- اشاره 32
- الف) توده ها و وسایل ارتباط توده ای 38
- ب) افکار عمومی 42
- اشاره 45
- اشاره 47
- ساز و کارهای رسانه در گسترش اندیشه های سکولاریستی 47
- الف) تقلیل 47
- ب) تفکیک و تنظیم 53
- اشاره 53
- * فرایند رسانه ای رشدن 57
- ج) تکثّر 60
- اشاره 60
- یک _ نسبت سکولاریزاسیون و تکثر 63
- دو _ رسانه در جامعه دینی و مسئله تکثر 64
- سه _ تکثیر (همسان سازی) 65
- اشاره 70
- اشاره 70
- 1. مفهوم شناسی پست مدرنیسم 70
- الف) کاربردهای واژه پست مدرنیسم1 76
- ب) ویژگی های نظری پست مدرنیسم 78
- ج) پست مدرن؛ دوره یا وضعیتی جدید 79
- 2. پست مدرنیسم و رسانه 84
- الف) کلیات 84
- اشاره 84
- اشاره 92
- یک _ خلق دنیای ذهنی؛ منطقی وهمی و باز آفرینی پارادایم ها 92
- ب) کارکردهای پست مدرنیستی رسانه ها 92
- دو _ غفلت ساختمند 101
- سه _ بازاسطوره سازی 108
- 3. هنر پست مدرن (هنر در عصر جدید) 110
- 4. کیش های پسامدرن 113
- 5. پساخرافه گرایی رسانه ای پست مدرنیته 117
- 6. پست فمینیسم و نمایش رسانه ای 121
- 7. دنیای مجازی و فضای سایبر 124
- اشاره 132
- 1. مفهوم شناسی سنّت 132
- 2. تعریف برگزیده از سنّت 136
- 3. ویژگی های فرهنگ و جهان بینی سنّتی 139
- الف) غیب باوری 139
- اشاره 139
- ب) محوریت عالم غیب و منشأ اثر دانستن آن در امور 140
- ج) توحید و نگاه سلسله مراتبی به هستی 142
- 5. مبارزه خاورشناسان با «سنّت»ها 147
- 6. نقش سازمان های «ماسونی» در تخریب هویت ها 152
- 7. آسیب های تلویزیون دینی در غرب 158
- 8. مناسب سنّت و رسانه 162
- 10. فرصت های رسانه دینی در قلمرو جهانی شدن 173
ص:24
1- Kaliyuga.
2- رنه گنون، بحران دنیای متجدد، تهران، انتشارات امیرکبیر، ص 12.
بسیاری موارد برای تجدد و سپس سرمایه داری(1) فراهم می سازد. همچنین انقلاب علمی کپرنیک، به سکولاریزاسیون طبیعت و نفی خدا و هرگونه باور غیبی و دخالت آنها در عالم شهود می انجامد که شاید بتوان مصداق اصلی اش را همان نظریه «خدای ساعت ساز» نیوتن دانست. به باور نیوتن، خداوند، جهان را آفریده و سپس به حال خود رها ساخته و خودش اکنون در حال استراحت است. بنابراین، بدون هیچ دغدغه ای می توان به تصرف و تغییر خودبنیادانه جهان پرداخت.دکارت، هیوم، کانت و آگوست کنت هر کدام نیز گوشه ای از طرح تجدد را درانداختند و تاریخ مدرنیته را به پیش بردند.
البته «معنای تجدد در طول زمان، در تاریخ غرب یکسان نبوده و دست خوش دگرگونی شده است. در آغاز، واژه مدرن و مدرنیته [همان گونه که پیش تر در تبارشناسی مدرنیته بیان شد] در تمایز از واژه جدید در مقابل کهنه و منسوخ به کار می رفت تا وضعیت پس از قرون وسطا را نه تنها به عنوان وضعی تازه، بلکه به عنوان گسستی از گذشته توصیف کند... بدین سان، مدعای اندیشمندان «مدرن» آن دوران در مقابل «قدما»، آگاهی از وضعی کاملاً جدید و بی سابقه در اروپای عصر رنسانس بود. «رنسانس» و «جنبش اصلاح دین» به ظهور چنین وضعی و آگاهی از آن، اشاره داشتند... در این مرحله از تطور مفهوم تجدد، رنسانس با رجوع به فرهنگ و تمدن باستانی در مقابل قرون وسطای مسیحی، تعیّن می یافت یا دست کم، آن فرهنگ و تمدن را در محدوده علایق خود، با گزینش ها و حذف هایی بازیابی می کرد. در مرحله بعدی، در طول سده های شانزدهم و هفدهم، با عصر باستانی نیز تسویه حساب شد و آن عصر نیز جزئی از گذشته به شمار رفت. بدین سان، رنسانس جزئی از تاریخ و وضع مدرن شد. سرانجام در عصر روشن گری بود که آگاهی