جهان بینی الهی و انهیار فلسفه و منطق دیالکتیک صفحه 101

صفحه 101

1- توضیح در کتاب فریاد جهان پیرامون اثبات توحید

بگیرد و انسان است که محیط شکن و تاریخ ساز است و از همان ابتدا انسانهای اولیه دارای تفکر و انتخاب بوده اند نه محکوم و مجبور.

و اما دیالکتیک در تاریخ قابل تطبیق نیست زیرا تاریخ از بین اضداد عبور نمی کند که جبراً از یکدیگر مشتق شود، و اگر این گونه است بفرمائید کدام تز و کدام آنتی تز است؟

با اینکه مارکسیست هیچ گونه دلیلی برای اثبات مراحل پنجگانه زندگی بشر ندارد آیا مارکسیست در کدام کتاب و در کدام لوح دیده است که قبل از 20 میلیون و ده هزار سال بشر زندگی اشتراکی داشته و مالکیت عمومی بوده؟ آیا مرحله پنجم تاریخ را به قول شما که جامعه در این مرحله تبدیل می شود به جامعه کمونیستی تجربه نموده اید؟

و این مرحله که هنوز نیامده تا معلوم شود شرایط تجربه در آن تطبیق می شود یا نه؟ و اگر همه چیز مشترک بوده اعتبار مالکیت چه عمومی و چه خصوصی غلط است چون تزاحم و تصاحب اختصاصی بین مردم نیست تا اعتبار مالکیت شود و شما که می گویید ما برای همه چیز دلیل علمی داریم آیا جز حدس چه دلیلی در این موارد دارید و تاریخ باید به شواهد یقینی اثبات شود نه به حدس، و شواهد تاریخی خلاف تفکر دیالکتیکی را اثبات می کند.

فلسفه تاریخ دروغ است!

در عصر ما نظریه ماتریالیسم تاریخی که پایه مارکسیسم است رنگ معروف به خود گرفته و می گوید همه چیز مادی و در حال انهدام خود می باشد و این انهدام نیز میل به انهدام دیگر دارد و حرکت طبیعت و فروعات آن هم کور و بدون هدف است، و بطور جهش تخم مرغ تبدیل به جوجه و جامعه کمونیستی تبدیل به بردگی می شوند و جبراً تکامل رخ می دهد(1) و تاریخ ماهیت مادی دارد و تمام نمودها اعم از فلسفه و مذهب، قانون و اخلاق، فرهنگ

و نظام خانوادگی وابسته به سازمان اقتصادی جامعه است و همه را اقتصاد جهت می دهد و با دگرگونی خود همه چیز را دیگرگون می کند.

گرچه بحث ما پیرامون توضیح فلسفه تاریخ نیست ولی این مسئله نزد هر متفکر و عاقل از بدیهیات است که مکتب کمونیست یک مکتب تحریفی است و در این مکتب همه چیز وارونه و تحریف شده اند و می شوند و در بینش تحریفی و ابزاری کمونیستی انسان به سان حیوان اقتصادی هم بالفعل و هم بالقوه فاقد ارزشهای انسانی است و مانند ماده خام و نوار خالی می ماند که هرگونه شرایط اجتماعی و ابزار تولید تایید انسان می تابد:

مثلا در مرحله جامعه سوسیالیستی انسان جبراً دارای اندیشه دیکتاتوری سوسیالیستی و محکوم آثار آن جامعه است و در مرحله دیگر که ابزار صنعت تکامل یافت و نظام سرمایه داری حاکم شد فکر سرمایه داری آن نوار خالی (انسان) را پر می کند و و...

به هرحال ادعای فلسفه تاریخ نیز مانند ادعاهای دیگر مارکسیست افسانه ای بیش نیست و فلسفه تاریخ به عنوان یک اصل واقعی باشد دروغ است و آنچه که حقیقت دارد حوادث تاریخی است که در مرور زمان پیدا می شوند و زمان بعد از ابعاد جسم است و چیزی مستقل نیست تا زمان به عنوان یک اصل مستقل مطرح شود.

حقیقت اینکه هر حادثه علل و شرایط دارند و مستند به علت خود می باشد و قانون علیت بر همه چیز حاکم است و نه پدیده تاریخی و اقتصادی که معلول حرکت و اراده انسانی است و و ...

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه