جهان بینی الهی و انهیار فلسفه و منطق دیالکتیک صفحه 24

صفحه 24

ضرورت جهان بینی و ایدئولوژی

بشر ازنگاه ساختمان خلقت آمیخته با توحید و فطرت خدائی می باشد، چنانکه قرآن کریم می فرماید:

فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ ( (1)).

یعنی خداپرستی ریشۀ فطری دارد و آن دین لایتغیر که بر اساس فطرت پی ریزی شده اسلام است. و لو بسا مردمی به آن توجه ندارند.

البته اینکه اسلام فطری است منظور این نیست که به معنای علت تام باشد و آثار گرایش توحیدی از فطرت قابل سلب نباشد تا سؤال شود پس چرا انسان کافر می شود و انحراف پیدا می کند؟

معنای فطرت توحیدی

مراد از فطری بودن دین یعنی فطرت اگر از موانع خارجی سالم بماند اقتضا دارد که اعتراف به خدا و اعتراف به بندگی خود نماید و معرفت را بر انکار و ایمان را بر کفر انتخاب کند. و به تعبیر کوتاه مقتضی موحد بودن و موحد شدن در بشر هست و این ملازم با قبول دین نیست زیرا آن قابلیت اقتضائی نیاز به تربیت انبیاءِ و ارشاد کتاب و سنت الهی دارد و چه بسا که آن اصالت اقتضائی توحیدی در اثر موانع خارجی و تربیت پدر و مادر کافر به فعلیت نمی رسد.

سؤال: پس چرا می گوئید آن دین فطری ثابت است. پاسخ اولا قرآن کریم می فرماید: لا تبدیل لخلق الله. (دین الله): دین خدا را کسی حق تحریف و تغییر ندارد و اما قرآن نمی گوید لا تبدیل لا حوال عبادالله: و حالات مردم تغییر-پذیر نیست.

و ثانیاً قطعاً اصل انگیزۀ دین قابل تغییر نیست زیرا فطرت توحیدی آمیخته با خلقت بشر و پایه¬های محکم ذاتی در اعماق جان او دارد. و در هر شرایط و زمانی تمایل به قدرت لایتناهی مافوق طبیعت در آن نمایان است. و هرگز این فطرت در اثر عوامل مزاحم سیاسی، اقتصادی اجتماعی و جغرافیایی قابل تغییر نیست.

بله ممکن است در اثر این عوامل ندای توحیدی فطرت ضعیف شود یا موقتاً در درون جان خاموش بماند و آثار آن گرفته شود و احیاناً موانعی چون ابر سیاه غفلت تقالید و مراسم خرافی اجتماعی و تبلیغات مسموم چپ گرای ماتریالیستی بر ضد خدا و مذهب برطرف شود آفتاب خودکار فطرت راه خود را می یابد و همان انسان ملحد لنین-گرای کاخ کرملین و مائوگرای چینی آفتاب فطرت توحیدی او جلوه گر می شود( (2))

پس عوامل مزاحم فطرت مانع آثار و شکوفایی فطرت است. و اما ذات فطرت مقتضی خداشناسی در هر شرایط و زمانی همراه انسان هست. چنانکه هنگام خواب آثار علم از عالم گرفته می شود و اما ذات و ملکۀ علم باقی است.

سؤال: مقتضی مساوی با طرفین می باشد یعنی انسان به لحاظ فطرت اقتضای ایمان و هم اقتضای کفر را دارد و اینکه طرف ایمان رجحان دارد و فطرت ملازم با حالت پذیرش ایمان باشد به چه دلیل؟

و اگر بگوئید رجحان ایمان بوسیلۀ ارشاد انبیاءِ و صلحاءِ پیدا می شود بنابراین گرایش دینی بوسیلۀ عامل خارجی است نه به اقتضادی طبیعی فطرت.

پاسخ

عقلاً اقتضای فطرت از دو حال بیرون نیست یا ملازم با ایمان و خداشناسی است یا نیست و گرایش آن نسبت به ایمان و کفر مساوی است، واسطه و فرض سومی ممکن نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه