- تذکرات 1
- پیشگفتار 1
- اهداءِ 1
- التزام به سه اصل فلسفی 3
- انعکاس فکری 3
- تطبیق تفکر با تعبد 4
- ام الفساد ایدئولوژیها 5
- نگرش به این عالم 8
- اشاره 10
- معنای لغوی ایدئولوژی 11
- معنای اصطلاحی جهان بینی 11
- معنای اصطلاحی ایدئولوژی 12
- تذکر 12
- حکمت نظری و حکمت عملی 13
- مراتب حکمت عملی 16
- قصد قربت در معاملات 17
- روح عبادت و عمل 17
- درجات فنا 18
- پاسبان نفس 18
- دفع توهم 19
- توحید عارف 19
- تفاوت حکمت نظری و عملی 20
- اشاره 23
- پاسخ 24
- معنای فطرت توحیدی 24
- شکر منعم 25
- انگیزۀ جستجوگری 25
- دفاع از ضرر محتمل 26
- مخبران وحی 26
- تفاوت جوهری انسان و حیوان 27
- رسالت دین 28
- نظریۀ سوم 29
- تفکر کاذب 29
- سری به کوی بی دلیلان 30
- تجسم تاکتیک 30
- زندان بانان آزادی 31
- صم بکم عمی فهم لایعقلون 31
- تفکر منطقی 31
- نام آوران توحید 32
- پاسخ 33
- نظریه دوم 33
- تلازم علّی و معلولی نیست 33
- رابطه جهان بینی و ایدئولوژی 33
- نظریه سوم 33
- کیفیت رابطه 34
- اشاره 36
- علم و اصطلاحات 38
- حرکت جوهری 38
- تذکر 39
- توطئه ماتریالیست 40
- بن بست جهان بینی علمی 41
- چماق دیگر 41
- نظریه یا فرضیه 42
- رهائی از بن بست 43
- معنای اصطلاحی فلسفه 44
- چکیده ای از جهان بینی فلسفی 45
- جهان بینی عرفانی 46
- اسلام و عرفان 47
- ثمره دین 48
- جهان بینی دینی 49
- اشاره 51
- ابزار شناخت 52
- مفهوم فلسفی عالم 53
- سخنی با ایده آلیست 53
- پاسخ تحلیلی 54
- رئالیست حقیقی 54
- تهمت و جهالت 55
- پاسخ: 56
- روح در اصطلاح الهی 56
- جمود گرایی مارکسیست 57
- هسته مرکزی نزاع: 58
- کفر فلسفی ماتریالیسم 60
- حرکت میکانیکی و دینامیکی 61
- اشاره 64
- ماده منطقی 66
- ماده علمی 66
- ماده فلسفی 66
- چه نوع دلیلی؟ 68
- معقولات سه گانه 68
- اسیران هوا و هوس 69
- معقولات ثانی فلسفی 69
- معقولات ثانی منطقی 69
- پاسخ سؤال اول 71
- نیازمند بالذات 72
- امام صادق(ع) 73
- پاسخ سؤال دوم 73
- پاسخ سؤال سوم 74
- نفی ترکیب از واجب الوجود 75
- نتیجه 77
- اشاره 79
- بررسی اصول دیالکتیک 80
- توضیح 82
- ماتریالیسم تاریخی: 82
- ماتریالیست دیالکتیک: 83
- مفهوم فلسفی تقابل و تضاد 84
- فرق تناقض و تضاد 85
- تضاد به معنای تزاحم 86
- مغالطه 87
- پاسخ اصل تضاد 87
- حرکت عمومی اشیاء 89
- پاسخ اصل دوم دیالکتیک 90
- به چه دلیلی 91
- پیام مرگ دیالکتیک 92
- اصل سوم دیالکتیک 92
- تکامل قانون 92
- پاسخ اصل سوم دیالکتیک 93
- کدام جریان طبیعی 94
- اصل چهارم دیالکتیک 94
- پاسخ اصل چهارم 95
- اشاره 98
- افسانه های دیالکتیک 100
- فلسفه تاریخ دروغ است! 101
- شواهد تاریخی 102
- جهت گیریها 103
- پاسخ قرآن کریم 104
- چهره حق و باطل 105
- اشاره 107
- پاسخ 108
- نیازمند به حق 110
- ملاک قضاوت ما 111
- غاصبین حکومت اسلامی 111
- تکامل در پرتو دین 112
- وحشی گرایی 112
- درحدی وسیله، نه هدف 112
- دادگاه استانبول 113
- تکامل جامعه از نظر اسلام 114
- گرایش به کمال مطلق 115
- ملاک تکامل و ارزشها 115
- جامعه ارتجاعی 117
- تحقق جامعه توحیدی 118
1- سوره حج آیه 72
شکر عبارت از قدردانی منعم است به خاطر نعمتی که او داده است تعظیم و قدردانی نعمت بوسیلۀ سه چیز می-شود گاهی شکرگذاری بوسیلۀ زبان است چنانچه هنگام سپاسگزاری از نعمتهای خداوند متعال می¬گوئیم الحمدلله رب العالمین.
و گاهی شکرگذاری بوسیلۀ عمل خارجی می باشد. مثلا به احترام منعم از جا بلند می شود و دست روی سینه یا روی سر می¬گذارد و گاهی شکرگذاری بوسیلۀ قلب است که انسان گرایش و علاقۀ قلبی به شخص منعم دارد و از او راضی است.
و هر سه معنای شکر فرع بر شناخت منعم است، آنگاه می داند که چگونه منعم را از حیث عمل، از حیث اعتقاد، و زبان شکرگذاری کند و به چه کیفیت نعمت را در مسیری که او خواسته صرف نماید و اگر انسان دنبال شناسای ولی نعمت خود نرود احتمال می دهد این کفران و بی تفاوتی موجب ضرر و قطع نعمت ازاو شود. چنانکه قرآن کریم می فرماید:
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ ( (1))
همانا سپاس گذاری موجب زیادی نعمت، و کفران موجب عذاب و زوال نعمت الهی می شود.
پس بطور یقین شرعاً و عقلاً و عقلائیاً تارک شکر موجب استحقاق عقاب و مورد ملامت عقلاء می باشد. و به فرمان شرعی و برهان عقلی و قانون عقلائی جلوگیری از ضرر و عقاب لازم، و سپاس گذاری از منعم واجب است. و باید به سراغ شناخت انعام کننده (خداوند متعال) و نعمت های او رفت زیرا شکرگذاری بدون شناخت ممکن نیست والا امکان دارد منعم علیه نعمت را در موارد صرف کند که رضای منعم نباشد و سپاسگذاری تحقق پیدا نکند.
3-این همه پیغمبران آمده اند مردم را به شناخت مبدأ و معاد دعوت می کنند و بشارت می دهند که در کارهای خوب ثواب و رستگاری است، و هشدار می دهند که در کارهای بد عذاب و شقاوت دائمی است آیا می شود در این زمینه بی تفاوت باشد. و هیچ توجه به سخنان انبیا نکند که راست است یا نه و انسان اگر یک شایعه بشنود آن همه کنجکاوی دربارۀ آن می¬کند که چه بوده و چه می باشد و چه شده.
مخبران وحی
آیا گفته های انبیاءِ به قدر یک شایعه احتمال نمی دهند که راست باشد و دنبال آن برود یا عقل و رسالت دین می-گویند باید تحقیق کند و واقعیت امر را بداند چیست؟ و مبادا سخنان انبیاء راست باشد و اگر فحص نکند مبتلا می شود به ضلالت و شقاوت دائمی که نفس ترک تحقیق موضوع برای استحقاق عقاب است.
4-اینکه پیغمبران می گویند مبدأ و معاد است و تمام خلق اولین و آخرین در صحنۀ قیامت حاضر می شوند و هر کس نتیجۀ عملش را چه خوب و چه بد می بیند، حداقل احتمال می دهد گفته های انبیاء راست باشد و در مخالفت با گفته های آنان عقاب باشد.
دفاع از ضرر محتمل
به فرمان عقلی و نقلی باید سخنان انبیاءِ را تحقیق نمود زیرا در مخالفت آن احتمال ضرر و سقوط در جهنم است. مثلا اگر کسی در منزل نشسته باریش خبر بدهند که بیرون منزل شیر درنده است از این سخن اقلا احتمال خطر برای او پیدا می شود که اگر بیون برود ممکن است شیر او را زخمی یا پاره کند و این آقا به منطق عقلش مادامی یقین به دفع خطر پیدا نکند از منزل بیرون نمی آید.