- اشاره 1
- اوّل: ماجرای سقیفه بنی ساعده چگونه شکل گرفت؟ 3
- اشاره 3
- گزارش اوّل 10
- گزارش دوم (گزارش عمر از سقیفه) 17
- اشاره 23
- دوم: عکس العمل ها 23
- 1. بیعت های صوری 24
- 2. موضع برخی از صحابه 26
- اشاره 29
- 3. موضع اهل بیت علیهم السلام 29
- الف) هجوم، حمله و تهدید به آتش زدن 32
- ب) آنان ثمره را ضایع کردند 41
- سوم: نقش عمر بن خطّاب در تثبیت خلافت ابوبکر 43
- چهارم: بررسی و ارزیابی 45
- فهرست منابع 52
دنیا برود با فلان کس (1) بیعت خواهیم کرد. به خدا سوگند بیعت با
ابوبکر کاری نسنجیده و بدون دقّت بود که به فرجام رسید».
عمر از این سخن سخت ناراحت شد و خواست شبانگاه در این رابطه در منا سخنرانی کند که عبدالرحمن بن عوف گفت: در اینجا افراد مختلفی هستند و ممکن است سخن شما را درست نفهمند و مسأله ای ایجاد شود. بگذار تا وارد مدینه شویم که آنجا دارالهجره است و بزرگان قوم آنجا هستند و هرگونه سخن بگویی، آنها می فهمند و درست درک می کنند. عمر نیز پذیرفت.
ابن عباس می گوید: پس از ورود به مدینه در روز جمعه ای عمر به منبر رفت و سخنانی گفت، از جمله گفت: «به من خبر رسیده که برخی ها گفتند: اگر عمر بمیرد با فلانی بیعت خواهم کرد». هیچ کس حق ندارد که بگوید: «إنّما کانت بیعه أبی بکر فلتهً وتمّت؛ بیعت ابوبکر کاری ناگهانی و بدون دقّت بود و تمام شد». سپس عمر افزود: «ألا وإنّها قد کانت کذلک ولکن وقی الله شرّها؛ آگاه باشید که این بیعت بدون دقّت و ناگهانی صورت گرفت، ولی خداوند مسلمانان را از (پیامدهای) شرّ آن نگاه داشت».
سپس افزود: «(این کار نباید تکرار شود و) هر کسی بدون مشورت
1- . در مقدمه فتح الباری (ص 337) به نقل از انساب الاشراف بلاذری آمده است که اصلخبر چنین بوده است که زبیر گفت: «لو قد مات عمر بایعنا علیّآ؛ اگر عمر بمیرد با علیبیعت خواهیم کرد» (ر.ک: انساب الاشراف، ج 1، ص 581).