- اشاره 1
- اوّل: ماجرای سقیفه بنی ساعده چگونه شکل گرفت؟ 3
- اشاره 3
- گزارش اوّل 10
- گزارش دوم (گزارش عمر از سقیفه) 17
- دوم: عکس العمل ها 23
- اشاره 23
- 1. بیعت های صوری 24
- 2. موضع برخی از صحابه 26
- اشاره 29
- 3. موضع اهل بیت علیهم السلام 29
- الف) هجوم، حمله و تهدید به آتش زدن 32
- ب) آنان ثمره را ضایع کردند 41
- سوم: نقش عمر بن خطّاب در تثبیت خلافت ابوبکر 43
- چهارم: بررسی و ارزیابی 45
- فهرست منابع 52
این از شروع ماجرا؛ و اما ادامه ماجرا و عکس العمل ها نیز داستان جداگانه ای دارد که آن را بررسی می کنیم.
1. بیعت های صوری
براء بن عازب (1) می گوید: من پیوسته علاقه مند به بنی هاشم بودم و
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد، نگران آن بودم که قریش امر خلافت را از دست آنها خارج کند. در آن حال، از یک سو حالت انسان سرگردان شتاب زده به من دست داد و از سوی دیگر، اندوه وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا محزون ساخته بود. از این رو، من مرتب به نزد بنی هاشم - که در حجره رسول خدا صلی الله علیه و آله و کنار پیکر شریف او بودند - می رفتم و بر می گشتم و سران قریش را نیز مراقبت می کردم. در همین گیر و دار دیدم ابوبکر و عمر ناپدید شدند. و پس از مدتی شنیدم کسی می گوید: «قد بویع ابوبکر؛ برای ابوبکر بیعت گرفته شد!».
درنگ نکردم و به سوی آنها راه افتادم، دیدم ابوبکر می آید و عمر، ابوعبیده جراح و جمعی از اصحاب سقیفه، همراه او هستند، به هرکسی که می رسند او را لگدکوب می کنند و او را پیش می آورند و
1- . بُراء بن عازب بن حارث خزرجی انصاری از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. او در زمانعلی علیه السلام همراه آن حضرت در جنگ های جمل، صفین و نهروان شرکت داشت و پس ازآن حضرت، در کوفه ساکن شد و در ایام مصعب بن زبیر در همانجا وفات یافت. (ر.ک :الاستیعاب، ج 1، ص 157-158).