حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 137

صفحه 137

1- تفسیر القمی، 1/76.

2- جامع البیان، 2/686؛ التبیان، 2/255؛ فتح الباری، 9/416.

3- فتح الباری، 9/416؛ پرتوی از قرآن، 2/156.

4- تفسیر راهنما، 2/134.

5- جامع البیان، 2/686؛ الصنعانی، المصنف، 7/57، شماره12174.

نیست، بنابر این، بحث از شیر گرفتن کودک پس از دو سال، خود به خود منتفی است(1).

به عبارت دیگر، چون حد کمال شیر دادن دو سال است، «فصال» پس از دو سال طبیعی است و نیاز به مشورت و توافق ندارد(2).

گرفتن از شیر پیش و پس از دو سال: ابن عباس معتقد است که تصمیم و رضایت پدر و مادر در گرفتن کودک از شیر، چه قبل و چه بعد از دو سال، معتبر است(3)؛ اما اگر با هم در این باره به توافق نرسند، ملاک دو سال است(4).

بر طبق این احتمال، در متون روایی ما، حدیثی از امام صادق علیه السلام به این مضمون نقل شده است:

روایت داود بن حصین33*: «الرضاع بعد حولین، قبل أن یفطم یحرم»(5)، شیردهی پس از دو سال و پیش از گرفتن کودک از شیر، باعث مَحرمیت می شود.

موضوع این روایت گرچه مَحرمیت ناشی از رضاع است، ولی در آن «فطام» بر بعد از دو سال منطبق شده است. این روایت به خاطر موافق بودن مضمون آن با اهل سنت، مورد عمل فقهای ما قرار نگرفته است.

این احتمال از جهات گوناگونی قابل خدشه است، ولی در اینجا به ذکر این نکته بسنده می کنم که خداوند از یک سو امر فصال را موکول به مشورت و رضایت کرده و از

سوی دیگر برای شیردهی زمان قرار داده است و معلوم است که مشورت و رضایت قبل از پایان زمان مقرر مفهوم دارد ولی پس از گذشت دو سال، خود به خود مسأله منتفی است و نیازی به مشورت و رضایت ندارد(6).

«عن تراض منهما و تشاور»

خداوند «فصال» را به دو شرط منوط کرده است، رضایت و مشورت. حال باید دید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه