حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 150

صفحه 150

1- روض الجنان و روح الجنان، 3/286؛ تفسیر شریف لاهیجی، 1/223؛ کشف الحقایق، 1/167؛ مخزن العرفان، 2/334؛ تفسیر آسان، 2/75؛ مجمع البیان، 1/333؛ مقتنیات الدرر، 2/76؛ تقریب القرآن، 2/86.

2- الجدید، 1/286.

3- الدر المنثور، 1/289.

4- تفسیر راهنما، 2/134؛ تفسیر نمونه، 2/131.

5- پرتوی از قرآن، 2/156.

وظیفه مادری خود عمل کند(1).

دلیل این تقیید در اطلاق جواز استرضاع از غیر مادر، این است که بر اساس جمله «لاتضار والده بولدها و لامولود له بولده»، پدر نباید در موضوع شیر خوردن کودک، ضرری متوجه مادر سازد؛ بنابر این، در صورتی که مادر مایل به شیر دادن به فرزند خود بوده و مانعی هم بر سر این راه وجود نداشته باشد، پدر نمی تواند با سپردن کودکِ خود

به دایه، باعث رنجیدن مادر شود(2).

3- درخواست مزد بیشتر: گرفتن کودک از مادر و سپردن او به دایه حق پدر است و تفاوتی نمی کند که برای مادر مانعی وجود داشته باشد یا نداشته باشد، ولی استفاده از

این حق، تنها در زمانی جایز است که مادر بیشتر از مزدی که دایه می گیرد، طلب کند.

به عبارت دیگر، اگر مادر حاضر به شیر دادن کودک خود مجانی یا با مزدی کمتر از مزد دایه باشد، پدر مجاز به سپردن کودک به دایه نیست، در غیر این صورت، حق پدر در

گرفتن کودک از مادر و سپردن او به دایه محفوظ است(3).

بعید نیست بتوان بر این مطلب به جمله «ان تعاسرتم فسترضع له اخری» از آیه ششم سوره مبارکه طلاق نیز استدلال کرد، چرا که بیشتر مفسران «تعاسر در رضاع» را به خواستن اجرت زیادی معنا کرده اند.

احتمال دوم، پدران و مادران: در میان مفسران هستند کسانی که معتقدند مخاطب جمله «اردتم» تنها پدرِ کودک نیست، بلکه پدر و مادر، هر دو مخاطب این خطاب هستند. لازمه چنین برداشتی این است که سپردن کودک به دایه تنها زمانی امکان پذیر است که اراده و خواست مشترک پدر و مادر به دنبال آن باشد(4).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه