حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 151

صفحه 151

1- السنن الکبری، 7/478؛ جامع البیان، 2/688-689؛ تفسیر خسروی، 1/305؛ روض الجنان و روح الجنان، 3/286.

2- صحیح بخاری، 6/192؛ منهج الصادقین، 2/29؛ الوجیز، 1/191.

3- زاد المسیر، 1/243؛ منهج الصادقین، 2/29؛ تفسیر شریف لاهیجی، 1/223.

4- تفسیر قرطبی، 3/172؛ تفسیر ثعالبی، 1/471.

ابن کثیر، گرچه اتفاق نظر پدر و مادر را در سپردن کودک به دایه معتبر می داند ولی انجام آن را مشروط به تحقق یکی از دو کار می داند: عذر داشتن مادر یا عذر داشتن پدر(1).

احتمال سوم، پدران و کسانی که به استرضاع محتاج هستند(2): برخی از مفسران

ضمن پذیرش مخاطب بودن پدران در جمله «ان اردتم»، با اضافه کردن جمله «کسانی که به استرضاع احتیاج دارند»، در معنای حاصل از آن توسعه ایجاد کرده اند.

حال باید دید غیر از پدر چه کس دیگری به استرضاع و گرفتن دایه برای کودک، نیازمند است؟ آیا این جمله توضیحی و توصیف دیگری از واژه «پدر» است یا اینکه تأسیسی - احترازی و مبیّن دخالت شخص دیگری غیر از پدر در مسأله استرضاع است؟

لازم به یادآوری است که در برخی از متون تفسیری این احتمال نیز مطرح شده است که موضوع این بخش از آیه، یعنی استرضاع، تنها منحصر به گرفتن دایه نمی شود، بلکه

در برگیرنده مادر و غیر مادر، هر دو می شود(3).

«إذا سلّمتم ما آتیتم»

این جمله، شرطی است نسبت به جمله پیش از آن، یعنی جواز گرفتن دایه برای کودک توسط پدر، مشروط به تحقق این شرط است.

در اینکه منظور از این جمله چیست، میان مفسران اختلاف نظر است:

نظریه اول، دادن مزد به مادر: بنا بر این احتمال، شرط جواز سپردن کودک به دایه،

پرداخت مزدِ مادر است؛ مزد زمانی که کودک خود را شیر می داده است(4)؛ یعنی زمانی

که پس از آن شیر مادر قطع شده(5) یا پدر به واسطه عذری که داشته برای کودک خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه