حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 250

صفحه 250

1- مسالک الأفهام، 6/144؛ بلغه الفقیه، 4/73.

2- مستمسک العروه الوثقی، 14/593.

3- بلغه الفقیه، 4/73؛ جواهر الکلام، 28/277.

4- ر.ک: تذکره الفقهاء، 2/510.

5- اللمعه الدمشقیه، ص157؛ شرح اللمعه، 5/66.

6- تذکره الفقهاء، 2/510.

7- جامع المقاصد، 5/187.

را نیز بر عهده می گیرد و اگر پدر زنده نباشد، پدر بزرگ کودک این وظیفه را به انجام می رساند.

فرض سوم: زنده نبودن هیچ یک از پدر و مادر

اگر کودکی پیش از آنکه به سن بلوغ برسد، پدر و مادر خود را از دست بدهد، می بایست کسی نگهداری او را بر عهده بگیرد؛ اما سؤال اساسی این است که این فرد چه کسی است؟

طبیعی است که برای پاسخ دادن به این سؤال، ابتدا باید به دنبال دلیلی خاص باشیم که در آن شخص یا اشخاصی برای به عهده گرفتن این مسؤولیت تعیین شده اند و اگر چنین نبود، با تمسک به عمومات موجود، فردی را مشخص کنیم و اگر نصّ خاصی یا عموم عامی که قابل انطباق بر فردی معین باشد، نیافتیم، آن گاه باید ببینیم چگونه می شود اداره زندگی کودک را به شخصی واگذار کنیم؟

از آنجا که دلیل خاصی برای تعیین سرپرست کودک پس از مرگ پدر و مادرش وجود ندارد، میان فقها در اینکه چه کسی می تواند عهده دار انجام این وظیفه باشد، اختلاف نظر است(1):

نظریه اول، انتقال به پدر بزرگ پدری(2): طرفداران این نظریه بر این باورند که حضانت و نگهداری از کودک در اصل، وظیفه پدر است که به واسطه برخی از روایات، چون روایت ایوب بن نوح برای مدت زمانی محدود به مادر منتقل شده است؛ حال که هیچ یک از پدر و مادر زنده نیستند، این وظیفه به پدر بزرگ پدری(3) کودک واگذار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه