حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 312

صفحه 312

1- ریاض المسائل، 2/162.

2- التحفه السنیه، ص296.

3- ر.ک: کشف اللثام، 2/106؛ جواهر الکلام، 31/284.

4- ر.ک: جواهر الکلام، 31/289.

نظریه اول، انتقال به پدر: گروهی معتقدند که در این صورت، پدر جایگزین مادر شده، وظیفه نگهداری از کودک را بر عهده می گیرد(1).

به عنوان مثال، ازدواج مادر با فرد دیگری غیر از شوهر سابق خود، باعث از بین رفتن حق او در مسأله حضانت شده، پدرِ کودک موظف به حفظ و نگهداری از کودکِ خود است، حتی در زمانی که می بایست مادر چنین وظیفه ای را بر عهده بگیرد(2)؛ همچنین اگر

غیر مسلمان بودن مادر یا برده بودن او را مانع از حضانت او بدانیم، در صورت وجود آنها، پدر برای نگهداری کودک خود، اولویت خواهد داشت(3).

اگر بپذیریم که با نبود یا از بین رفتن شرایط در مادر، پدر جایگزین او خواهد شد، طبیعی است که اگر مادر شرایط لازم را داشته باشد ولی از انجام وظایف خود در قِبال کودک سر باز زند، پدر باید اداره زندگی کودک خود را حتی در زمانی که مادر وظیفه انجام آن را دارد، بر عهده بگیرد و اگر او نیز حاضر به انجام این کار نشد، بعید نیست

مدعی شویم که برای حمایت از زندگی کودک، پدر وادار به انجام این مهم می شود(4).

ماده 1170 قانون مدنی ناظر به همین احتمال است: «اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند، حق حضانت با پدر خواهد بود»(5).

نظریه دوم، انتقال به مادر بزرگ مادری: طرفداران این نظریه بر این باورند که مادر بزرگِ مادری، جانشین مادرِ کودک شده، وظایف او را انجام می دهد.

قاضی ابن براج این مطلب را چنین توضیح می دهد: «اگر مادر ازدواج کند و کودک، مادر بزرگِ مادری هم نداشته باشد، در این صورت نگهداری دختری که کمتر از هفت سال سن دارد به پدر او واگذار می شود»(6)؛ همچنین فاضل هندی در این باره می نویسد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه