حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 316

صفحه 316

1- مسالک الأفهام، 8/428.

و اگر وجود «شک لاحق» را هم بپذیریم، این استصحاب از نوع شک در مقتضی است که از نظر ما حجّیت ندارد.

نتیجه

غیر از مسأله بردگیِ پدر، نسبت به سایر موانع، چون جنون و بیماری های مسری، گرچه پدر قابلیت نگهداری از کودک خود را ندارد، ولی سپردن دوباره این وظیفه به مادر، پس از پایان پذیرفتن دوره هفت ساله ای که در آن عهده دار انجام این مهم است، نیازمند دلیل است، چه موانع حضانت پدر، زمانی به وجود آیند که مادر مسؤول انجام آن است، یعنی پیش از هفت سالگی کودک، یا زمانی که انجام این کار به پدر واگذار شده است.

بنابر این، با پیدا شدن آنچه مانع از حضانت پدر است، پس از پایان یافتن دوره حضانت مادر، مسؤولیت انجام این وظیفه بر عهده فردی است که در غیاب پدر یا مرگ وی، جانشین اوست.

نظریه دوم، انتقال به پدر بزرگ پدری: اگر بپذیریم که پدر بزرگ پدری، جانشین پدرِ

کودک است، در این صورت حکم خواهیم کرد به اینکه هرگاه یکی از شرایط لازم برای نگهداری کودک را نداشته باشد، این وظیفه بر عهده پدر او، یعنی جدّ کودک است؛ همچنان که اگر پدر از دنیا رفته یا غایب می شد، این وظیفه به پدر وی منتقل می شد(1).

بازگشت دوباره شرایط

اشاره

اگر بپذیریم که برای نگهداری کودک، شرایطی لازم است، با از بین رفتن آنها، دیگر فرد صلاحیت نگهداری کودک را نخواهد داشت؛ به طور طبیعی این پرسش قابل طرح است که اگر هریک از پدر و مادر، دوباره شرایط لازم برای نگهداری کودک را به دست آورند، آیا می توان کودک را به آنها سپرد یا نه؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه