حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 324

صفحه 324

1- برای اطلاع بیشتر ر.ک: تحریر الاحکام، 2/44؛ کشف اللثام، 2/107.

2- نساء4 / 5.

در مقابل، قرآن بر این نکته تأکید می ورزد که آنچه باعث جواز سپردن اموال کودک به او می شود، رسیدن به «رشد» است، «وَابْتَلُوا الْیَتامی حَتّی إذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإنْ ءَانَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدا فَادْفَعُوا إلَیْهِمْ أمْوَالَهُمْ»(1)، یتیمان را تا رسیدن به سن ازدواج، بیازمایید، اگر یافتید که به رشد رسیده اند، اموالشان را به آنها واگذارید.

حال باید دید: 1- منظور از سفاهت و رشد که در این دو آیه در برابر هم قرار گرفته اند، چیست؟ 2- آیا افزون بر امور مالی، سفاهت عاملی برای حضانت؛ و رسیدن به رشد سبب خروج از آن است یا نه؟

اعتبار رشد در امور مالی

«سفیه» که در فارسی به آن «سبک مغز» و «ساده لوح» می گوییم، کسی است که نمی تواند از دارایی خود درست استفاده کرده، حکیمانه در آن تصرف کند(2)؛ در برابر،

«رشید» کسی است که توان استفاده درست از اموال خود و جلوگیری از بین رفتن آنها را دارد.

در ماده1208 قانون مدنی آمده است: «غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد»(3).

بنابر این، بدون هیچ گونه تردیدی، شرط جواز تصرفِ فرد بالغ در اموالِ خود، رسیدن به حدّ رشد است(4).

در روایت هشام، امام صادق علیه السلام ضمن به کار بردن دو واژه «سفیه» و «ضعیف» در برابر «رشد»، این مطلب را چنین توضیح می دهند: «انقطاع یتم الیتیم بالاحتلام و هو أشدّه و إن احتلم و لم یؤنس منه رشد و کان سفیها أو ضعیفا، فلیمسک عنه ولیّه ماله»(5)؛ پایان یتیمی کودکِ یتیم، رسیدن به بلوغ، یعنی رشد است، اما اگر تنها به بلوغ رسیده و رشید نشده باشد، یعنی سبک مغز یا ناتوان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه