- اشاره 19
- پیشگفتار 20
- مواد سازنده شیر مادر 21
- ارزش شیر مادر در متون دینی 23
- روش شیر دادن به کودکان 27
- پیشگفتار 28
- مدت شیردهی 31
- اشاره 31
- شیردهی پس از دو سالگی اثر حقوقی ندارد 32
- پیشگفتار 35
- «الوالدات» 38
- بررسی فقهی جمله «وَ الْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أولادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أرادَ أنْ یُتِمَّ الرَّضاعَهَ» 38
- اشاره 38
- «یرضعن» 42
- «حولین کاملین» 50
- «لمن أراد أن یتمّ الرضاعه» 56
- بررسی فقهی جمله «وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» 69
- «علی المولود له» 69
- اشاره 69
- اشاره 69
- «رزقهن و کسوتهن» 73
- «بالمعروف» 77
- بررسی فقهی جمله «لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إلاّ وُسْعَها» 79
- اشاره 80
- بررسی فقهی جمله «فَإنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَأتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» 80
- برقراری رابطه استیجاری میان زن و شوهر 83
- اختیار و اولویت مادر در شیر دادن به کودک خود 90
- چگونگی دخالت مادر در شیردهی به کودکِ خود 92
- پرداخت هزینه های شیردهی 94
- گرفتن دستمزد برای شیر دادن به کودکِ دیگران 100
- بررسی فقهی جمله «وَ أتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ» 103
- بررسی فقهی جمله «لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّا اتیهُ اللَّهُ» 104
- اشاره 108
- بررسی فقهی جمله «لا تُضارَّ والِدَهٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ» 108
- معنا شناسی 108
- بررسی فقهی جمله «وَ عَلَی الْوارِثِ مِثْلُ ذلِکَ» 117
- «علی الوارث» 117
- اشاره 117
- «مثل ذلک» 122
- بررسی فقهی جمله «فَإنْ أرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا» 134
- «فإن أرادا» 134
- اشاره 134
- «فصالاً» 135
- «عن تراض منهما و تشاور» 137
- نسبت میان رضاع و فصال در روایات 143
- پیشگفتار 146
- بررسی فقهی جمله «وَ إنْ اَرَدْتُّمْ أنْ تَسْتَرْضِعُوا أوْلادَکُمْ فَلاجُنَاحَ عَلَیْکُمْ إذَا سَلَّمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ» 148
- «و إن أردتم أن تسترضعوا أولادکم» 148
- اشاره 148
- «إذا سلّمتم ما آتیتم» 151
- «بالمعروف» 153
- بررسی فقهی جمله «وَ إنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَی» 156
- اشاره 160
- اشاره 161
- اشاره 161
- کاربردهای قرآنی 161
- کفالت حضرت زکریا علیه السلام از مریم علیهماالسلام 163
- تعریف لغوی 167
- تعریف حضانت 167
- اشاره 167
- اشاره 167
- تعریف اصطلاحی 168
- تعریف حق و حکم 174
- اشاره 174
- حق یا حکم بودن حضانت 174
- نظریات مطرح در متون فقهی 176
- اصلِ در حضانت 183
- اشاره 186
- مرحله اول، حضانت کودک پیش از دو سالگی 186
- اشاره 186
- مضمون روایات 187
- بررسی و جمع بندی روایات 191
- ارتباط میان حضانت مادر و مباشرت در رضاع 196
- اشاره 202
- مرحله دوم، حضانت کودک پس از دو سالگی 202
- فرض اول: زنده بودن پدر و مادر 202
- فرض دوم: زنده بودن یکی از پدر و مادر 221
- فرض سوم: زنده نبودن هیچ یک از پدر و مادر 250
- شرایط نگهداری کودک 273
- اشاره 273
- اسلام 273
- اشاره 273
- عقل 278
- آزادگی 280
- فارغ بودن از حقوق زوجیت 283
- امانتداری 295
- اقامت مادر 301
- عدم تغییر محل سکونت پدر 303
- سلامت از بیماری های مزمن و مسری 304
- از بین رفتن شرایط مادر 311
- اشاره 311
- از بین رفتن شرایط لازم برای نگهداری کودک 311
- از بین رفتن شرایط پدر 313
- اشاره 316
- بازگشت دوباره شرایط 316
- بازگشت دوباره شرایط در مادر 317
- اشاره 318
- رابطه کودک با مادر 319
- اصول روابط کودک و مادر 319
- اشاره 319
- رابطه کودک با پدر 321
- حضانت دیوانگان 322
- اشاره 322
- حضانت سفیهان 323
- اشاره 323
- اعتبار رشد در امور مالی 324
- اعتبار رشد در خروج از حضانت 325
- حضانت افراد بالغِ رشید 327
- اشاره 332
- نظرات مطرح در متون فقهی 333
- جدایی کودک از مادر 333
- جدایی کودک از سایر بستگان 342
- شرایط جدایی کودک از مادر 345
- جدایی فرد بالغ از مادر و سایر بستگان 352
- اشاره 354
- پیشگفتار 355
- اشاره 357
- تعریف واژه ها 357
- «صبی» 358
- «کافل» 361
- «ضایع» 361
- نظریات موجود در متون فقهی 363
- ضرورت نگهداری کودکان بی سرپرست 363
- اشاره 363
- گرفتن شاهد 374
- بلوغ و عقل 379
- اشاره 379
- رشد 380
- عدالت 385
- اسلام 391
- توانمندی های مالی 402
- استقرار در یک مکان 403
- جنسیت 408
- آزادگی (حُریّت) 409
- اشاره 412
- اموال همراه کودکان سرراهی 412
- اشاره 412
- انواع اموال کودک 412
- تأمین هزینه زندگی کودکان سرراهی 415
- مرحله اول، تأمین هزینه های کودک از اموال شخصی خود 415
- اشاره 415
- مرحله دوم، تأمین هزینه های کودک از سایر منابع 422
- اشاره 436
- اختلاف در هزینه نگهداری کودکان سرراهی 436
- اول، اختلاف در اصل هزینه 437
- دوم، اختلاف در میزان هزینه 437
- جنایت بر کودکان 440
- اشاره 440
- اشاره 440
- دوم، جنایت خطایی منجر به مرگ 443
- سوم، جنایت عمدی منجر به قصاص بر بدن 444
- چهارم، جنایت خطایی یا عمدی غیر منجر به قصاص بر بدن 446
- اشاره 447
- اول، جرایم خطایی 447
- جرایم کودکان سرراهی 447
- دوم، جرایم عمدی 448
- سوم، شبه عمد 449
- اشاره 450
- معیارهای حل اختلاف 450
- اشاره 450
- معیار دوم، بررسی ویژگی های افراد 453
- معیار سوم، بررسی وضعیت کودک 455
- ادعای رابطه نَسَبی با کودک 459
- اشاره 459
- اشاره 459
- ادعای وجود رابطه پدری با کودک 459
- ادعای وجود رابطه مادری با کودک 465
- ادعای وجود رابطه پدری و مادری با کودک 468
- انکار رابطه نَسَبی از سوی کودک 468
- سوم، ولاء امام 471
- اشاره 471
- اشاره 471
- دوم، ولاء ضمان جریره؛ 471
- راههای ایجاد خویشاوندی مجازی 471
- اول، ولاء عتق 471
- خویشاوندی مجازی برای کودکان سرراهی 472
- نظرات مطرح در متون فقهی 472
- پیشگفتار 476
- پذیرش اسلام از سوی کودک مراهق 477
- اشاره 483
- روش تعیین دین کودک 483
- روش دوم، اسارت 487
- روش سوم، محل پیدا شدن کودک 487
- اشاره 492
1- تهذیب الاحکام، 9/182، شماره731.
و
حمایت های مادی و معنوی از ایشان است حتی اگر به بلوغ جنسی نیز رسیده باشند یا اینکه به محض رسیدن به بلوغ جنسی، آنها را رها کرده، اجازه می دهند به تنهایی و بدون
نظارت سایر افراد زندگی کنند؟
بررسی چگونگی رفتار خانواده هایی که خِردورزی محور اصلی تصمیمات آنهاست به خوبی نشان می دهد که نمی توان نوجوانان تازه به بلوغ رسیده ای را که از بهره عقلی
کمی برخوردار هستند به حال خود رها و اداره زندگی شان را به خود آنها واگذار کرد، بلکه می باید همچنان از آنها مراقبت و محافظت کرد، مراقبتی که برای اثبات مشروعیت بلکه ضرورت آن نیازی به رسیدن دلیلی خاص از سوی قانونگذار نبوده، نفس التزام عملی عقلا برای این منظور کافی است.
افزون بر این، در روایاتی که بحث یتیم و اعتبار رشد مطرح است، امام علیه السلام در مقام پاسخگویی به قانونی عام چون «جاز له کل شیء»، «جاز أمره» اشاره می کنند که می توان در غیر امور مالی نیز به آن استناد کرد؛ چرا که واژه «جواز» به معنای نفوذ است، یعنی
تصمیم او در هر موردی نافذ و مؤثر است که اطلاق آن شامل تصمیمگیری درباره چگونگی زندگی خود نیز هست.
روایت عبد اللّه بن سنان: «إذا بلغ أشده ثلاث عشره سنه و دخل فی الأربع عشره، وجب علیه ما وجب علی المحتلمین، یحتلم أو لم یحتمل، کتبت علیه السیّئات و کتبت له الحسنات و جاز له کلّ شیء إلاّ أن یکون ضعیفا أو سفیها»(1)؛ هنگامی که به رشد و سن سیزده سالگی رسیده و وارد چهارده سالگی می شود، واجب می شود بر او هرچه که واجب است بر افراد بالغ، چه به بلوغ جنسی برسد چه نرسد. کارهای زشت و خوب او نوشته می شود، و هر کاری برای او جایز خواهد بود، مگر اینکه ضعیف یا سبک مغز باشد.
روایت ابن سنان: «سأله أبی و أنا حاضر، عن الیتیم متی یجوز أمره؟ قال: حتّی یبلغ أشده، قال: و ما أشدّه؟ قال: الاحتلام؛ قال: قلت: قد یکون الغلام ابن ثمان عشره سنه أو أقل أو أکثر و لایحتلم؟ قال: إذا بلغ و کتب علیه الشی ء، جاز أمره ألاّ أن یکون سفیها أو ضعیفا»(2)؛ در حالی که من حاضر بودم از پدرم درباره