حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 335

صفحه 335

1- الکافی، 5/219، شماره3؛ تهذیب الأحکام، 7/73، شماره313.

2- جواهر الکلام، 24/222.

3- الکافی، 5/218، شماره1؛من لا یحضره الفقیه، 3/218-219، شماره3810؛ تهذیب الاحکام، 7/73، شماره314.

دو چیز دلالت دارد: 1- حرمت جدایی کودک از مادرش، زیرا پیامبر فرمان داد تا کودک فروخته شده، پس گرفته شود و امر پیامبر دلالت بر وجوب این کار می کند(1) 2- بطلان خرید و فروش یکی بدون دیگری، زیرا که پیامبر بدون رضایت مشتری، پول او را پس می فرستد(2)؛ ولی باید به این نکته توجه داشت که از این روایت به دست نمی آید که کودک فروخته شده، کمتر از هفت سال داشته است؛ بلکه شواهدی وجود دارد که می توان از آن به د

ست آورد کنیز فروخته شده، دختری بزرگسال بوده است، چرا که مسلمانان او را برای تأمین هزینه های سپاه فروخته اند و بهای یک کودک کمتر از هفت سال چندان زیاد نبوده که بتوان با آن هزینه یک لشکر را تأمین کرد(3).

3- روایت سماعه72*: «سألته عن أخوین مملوکین، هل یفرّق بینهما و عن المرأه و ولدها؟ فقال: لا، هو حرام إلاّ أن یریدوا ذلک»(4)، از ایشان پرسیدم آیا می شود میان دو برادری که برده هستند یا میان مادر و کودکش جدایی انداخت؟ فرمود: نه، این کار حرام است، مگر اینکه خود آنها چنین بخواهند.

نقد: برخی از فقها معتقدند که نمی توان به این روایت عمل کرد، زیرا: 1- از نظر سندی ضعیف است 2- با توجه به استفاده از واژه «سألته»، این روایت «مُضْمَرِه» بوده،

معلوم نیست شخصی که از او این سؤال پرسیده شده است، امام معصوم علیه السلام باشد 3- مورد سؤال دو چیز است، جدایی کودک از مادر و جدایی دو برادر از یکدیگر و معلوم نیست این جدایی نسبت به دو برادر، عملی حرام باشد 4- پاسخ امام علیه السلام مطلق بوده، در برگیرنده دو حالت کوچک و بزرگ بودن فرزند می شود؛ بنابر این، اختصاص حرمت به فرضی که فرزند، خردسال باشد، بی دلیل است 5- اطلاق پاسخ امام علیه السلامشامل جایی که

کودک بی نیاز از مادر باشد هم می شود و حال آنکه در فرض بی نیازی، جدایی جایز است(5).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه