حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 347

صفحه 347

1- شرح اللمعه، 3/318.

2- الکافی، 5/219، شماره5.

3- جواهر الکلام، 24/223.

4- ریاض المسائل، 1/565.

5- ر.ک: تذکره الفقهاء، 1/426؛ منتهی المطلب، 2/930.

6- برای اطلاع بیشتر، ر.ک: نهایه المرام، 2/262.

7- الکافی، 5/219، شماره4؛ فقه الرضا علیه السلام، ص251.

سلار، ابن جنید، شهید ثانی بلکه به ادعای علامه حلی این حکم، مشهور میان فقهاست(1) و یا مکروه است آن گونه که گروهی دیگر فتوا داده اند، نظیر: محقق طوسی در باب «عتق» کتاب نهایه، محقق حلی، علامه حلی، ابن ادریس و شهید اوّل(2).

طبیعی است که با رسیدن کودک به این حد، یعنی بی نیاز بودن از مادر در امور شخصی خود، می بایست این حرمت یا کراهت که پیش از این بود، از بین برود؛ ولی مرحوم نجفی در این باره سه احتمال را به این شکل، نقل می کند: 1- اباحه 2- کراهت 3-

اگر با رسیدن به حد بی نیازی، افزون بر تشخیص عقلی، قدرت انجام کارهای ضروری خود را داشته باشد، جدایی میان کودک و مادرش کراهت ندارد؛ در غیر این صورت، کراهت همچنان باقی است(3).

لازم به یادآوری است، ابن جنید، ضمن معتبر دانستن بی نیازی برای جواز جدایی کودک از مادر، آن را مشروط به رضایت کودک کرده است(4).

زمان بی نیازی: اگر بی نیازی از مادر را شرط جواز جدایی کودک از او بدانیم، این پرسش به وجود می آید که چه زمانی کودک دیگر به مادر خود نیاز ندارد؟

در متون فقهی برای «استغناء» تعریف های متفاوتی وجود دارد:

1- رسیدن به سن هفت سالگی: برخی از فقهای شیعه و سنی، هفت سالگی را سن

بی نیازی از مادر می دانند(5).

دلیل چنین مطلبی آن است که در شرایط عادی یعنی زمانی که هیچ یک از کودک و مادرش در بند بردگی نیستند، نگهداری کودک و حضانت او از مادر گرفته شده به پدر سپرده می شود، پس همچنان که در این فرض می توان کودک را از مادرش جدا کرد، در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه