حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 360

صفحه 360

1- ریاض المسائل، 2/323.

2- برای اطلاع بیشتر، ر.ک: غیاث اللغه.

3- لازم به یادآوری است که فرد بالغ گرچه چون بی نیاز از حضانت و تعهد است، التقاط او معنا ندارد، ولی اگر در معرض هلاکت بوده، جانش به خطر افتد، رهایی او از این خطر و حفظ و حراست از وی واجب عینی است؛ ر.ک: تذکره الفقهاء، 2/270.

«لقطه» وجود دارد، نسبت به کودک ممیّز نیز صادق خواهد بود(1)، زیرا چنین کودکی: 1- صغیر است(2) 2- در انجام امور ضروری زندگی خود ناتوان است(3) 3- نیازمند به تربیت است(4) 4- به تنهایی قادر به تشخیص سود و زیان خود نیست (عدم استقلال به مصالحش)(5).

در برابر، پیروان نظریه دوم با استناد به فهم عرفی از واژه «لقیط» معتقدند که چون وجوب برداشتن آنچه بر زمین مانده (التقاط)، خلاف اصل است، باید به قدر متیقن اکتفا شود؛ به همین جهت بر کودکی که قدرت تشخیص سره از ناسره پیدا کرده و می تواند از جان خود محافظت کند، عنوان «لقیط» صادق نخواهد بود و اگر هم شک داشته باشیم که بر چنین کودکی این عنوان صادق است، باید به حکم اصل مراجعه کنیم که در این صورت تصمیمگیری درباره اداره زندگی چنین کودکانی بر عهده حاکم اسلامی است(6).

البته هستند کسانی که با بیان تفصیل در این مورد، مدعی اند اگر کودکی که قدرت تشخیص پیدا کرده است، قادر باشد جان خود را از خطرات نظیر افتادن در چاه، آب یا آتش و افتادن از بلندی حفظ کند، به عهده گرفتن اداره زندگی او (التقاط) جایز نیست؛ ولی اگر با برخورداری از قدرت تشخیص، قادر به محافظت از جان خود نباشد، در این صورت می توان نگهداری او را بر عهده گرفت(7).

به هر حال، به رغم تردیدی که در مورد کودک ممیّز وجود دارد، در مورد نوجوانی که به سن بلوغ نزدیک است (مراهق)، این نظر وجود دارد که نمی توان او را از کنار خیابان

برگرفت و از او نگهداری کرد(8)، زیرا: 1- در بیشتر موارد نیازمند به تعهد و تربیت نیست(9) 2- نمی توان بر چنین فردی ولایت پیدا کرد(10) 3- با توجه به شرایط سنی که دارد در معرض

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه