حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 361

صفحه 361

1- شرائع الاسلام، 4/799.

2- شرائع الاسلام، 4/799.

3- شرائع الاسلام، 4/799؛ تحریر الکلام، 2/123.

4- تذکره الفقهاء، 2/270؛ مسالک الأفهام، 12/462.

5- الدروس، 3/73.

6- مجمع الفائده، 1/393 و394؛ ریاض المسائل، 2/323.

7- ریاض المسائل، 2/323.

8- تحریر الاحکام، 2/123.

9- مسالک الافهام، 12/462.

10- جامع المقاصد، 6/97.

هلاکت نبوده، جانش به خطر نمی افتد(1).

البته این بدین معنا نیست که چنین نوجوانانی به حال خود رها شده، بدون سر پناه و سرپرست گذران زندگی می کنند، بلکه منظور این است که هر فردی نمی تواند به تنهایی زمام زندگی آنها را در دست بگیرد. تعیین وضعیت چنین افرادی بر عهده حاکم و رهبر جامعه است(2).

«ضایع»

آوردن این قید در تعریف «لقیط» برای اشاره به این مطلب است که منظور از کودک سر راهی، کودکی است که در خیابان رها شده باشد (منبوذ)؛ بنابر این، بر کودکی که سرپرست ندارد ولی در اماکن عمومی هم به حال خود رها نشده است، عنوان «لقیط» صادق نیست، گرچه کفالت چنین کودکانی واجب بوده(3)، تعیین آن بر عهده قاضی (حاکم اسلامی) است، نظیر کودکانی که بر اثر حادثه پدر و مادر خود را از دست داده اند(4).

«کافل»

همچنان که اگر کودکی در یکی از اماکن عمومی به حال خود رها نشده باشد، در عرف فقها «لقیط» محسوب نمی شود؛ اگر کودکی به حال خود رها شده ولی سرپرست داشته باشد (کودکان خیابانی) بر او عنوان «لقیط» صادق نیست.

بنابر این، آوردن قید «کافل» به معنای «پذیرنده تعهد و تیمار کسی»(5) برای اشاره به این مطلب است که بر کسی عنوان «لقیط» صادق است که فاقد پدر، پدر بزرگ و جانشین آنها (وصی) باشد(6).

نتیجه منطقی این مطلب چنین خواهد شد که اگر کودکی در یکی از اماکن عمومی رها شده در حالی که ولیّ یا سرپرست او مشخص است(7)، یابنده، کودک را به او تحویل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه