حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 362

صفحه 362

1- الدروس، 3/73.

2- تذکره الفقهاء، 2/270.

3- ریاض المسائل، 2/323.

4- تذکره الفقهاء، 2/270.

5- لغت نامه دهخدا.

6- تذکره الفقهاء، 2/270.

7- شرح اللمعه، 7/67؛ مسالک الأفهام، 12/461.

می دهد(1) (بر یابنده لازم است تسلیم، کفایه من باب الحسبه(2)).

طبیعی است که پدر، مادر، پدر بزرگ یا وصی آنها و یا هر کسی که حضانت کودک بر عهده اوست، موظف به پذیرش کودک و انجام وظایف قانونی خود در باره اداره زندگی او هستند(3).

پُر واضح است که اگر ولیّ و سرپرست کودک مشخص بوده، اما هیچ کدام زنده نباشند، قاضی (حاکم اسلامی) کسی را برای اداره زندگی کودک تعیین خواهد کرد(4).

مرحوم خوانساری ضرورت وجود چنین قیدی را در تعریف «لقیط» مورد نقد قرار داده، می نویسد: «اگر برگرفتن کودک سر راهی و تأمین هزینه های زندگی او نوعی احسان و یاری شخص ناتوان به حساب آید، تفاوتی در این مسأله میان وجود پدر و پدر بزرگ و غیر این دو، با نبود آنها نمی کند؛ همچنان که تفاوتی نیست بین اینکه بتوان آنها را وادار به پذیرش کودک کرد یا نه؛ مگر اینکه عنوان سر راهی (لقیط) بر چنین کودکی صادق نباشد که البته چنین ادعایی صحیح نخواهد بود، زیرا بیشتر کودکان سر راهی، کودکانی هستند که از سوی پدر یا مادر خود رها شده اند»(5).

شاید با ملاحظه همین جهت باشد که گروهی از فقها قیدی دیگر بر تعریف «لقیط» افزوده، تصریح می کنند که نباید در زمان برداشتن کودک از اماکن عمومی (حال الالتقاط(6))، سرپرست مشخصی داشته باشد نه اینکه به کلی فاقد ولیّ باشد.

نتیجه

«لقیط» به هر کودکی اطلاق می شود که به حال خود رها شده و کسی نداشته باشد که او را بزرگ کرده و از او محافظت نماید(7).

طبیعی است که اگر کودک در سنی باشد که بتواند نیازهای خود را برآورده کرده و از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه