حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 380

صفحه 380

1- شرائع الاسلام، 4/799؛ الدروس، 3/75؛ اللمعه الدمشقیه، ص206؛ الدر المنضود، ص145؛ شرح اللمعه، 7/69.

2- کشف الرموز، 2/406؛ تذکره الفقهاء، 2/270؛ ریاض المسائل، 2/323.

بنابر این، تمام دلایلی که بلوغ و عقل را در سایر تکالیف معتبر می کند، شامل التقاط نیز می شوند.

افزون بر این، کسی می تواند اداره زندگی دیگری را بر عهده بگیرد که دست کم بتواند زندگی خود را اداره کند؛ طبیعی است کسی که صلاحیت اداره زندگی خود را ندارد، نخواهد توانست زمام زندگی دیگری را بر عهده بگیرد.

با این بیان، دیگر نیاز نداریم برای اعتبار این دو شرط، به این نکته اشاره کنیم که برداشتن کودک (التقاط) مستلزم ولایت بر کودک است و شخص نابالغ و دیوانه صلاحیت چنین کاری را ندارند(1)؛ زیرا چندین بار بر این نکته تأکید کردیم که اساسا ولایت به معنایی که درفقه شیعه مطرح است، هیچ دلیلی بر اعتبار آن در مسأله حضانت نداریم چه رسد به بحث التقاط، بلکه یابنده تنها نگهداری کودک را بر عهده می گیرد و واضح است که کسی می تواند چنین کاری را انجام دهد که توان آن را در شرایط عادی داشته باشد.

بنابر این، حتی اگر در مسأله التقاط، ولایت را هم معتبر ندانیم، کودک و دیوانه صلاحیت ندارند که نگهداری از کودک بی سرپرستی را بر عهده بگیرند؛ پس این ادعا که اگر التقاط، ولایت نباشد، شخص عاقل غیر بالغ می تواند از یک کودک بی سرپرست حفظ و حراست کند(2)، نادرست است زیرا یافتن کودک توسط کودکی دیگر یا فرد دیوانه یک مطلب است و سپردن زمام زندگی کودکی به کودک دیگر، مطلبی دیگر است.

به هر حال، عقل به وضوح در می یابد که تنها کسانی صلاحیت اداره زندگی کسی را دارند که در اداره زندگی خود، نیازمند به دیگری نباشند.

رشد

بدون شک جنون، مانع نگهداری و به عهده گرفتن اداره زندگی کودک است و شخص

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه