حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 384

صفحه 384

1- ریاض المسائل، 2/323.

2- ایضاح الفوائد، 2/138.

3- تذکره الفقهاء، 2/271.

4- الدروس، 3/76.

5- اسراء 17 / 27.

6- مجمع الفائده، 10/402.

نقد وبررسی: به نظر ما ابتدا باید مشخص شود که منظور از «التقاط» چیست؟ اگر آن گونه که توضیح دادیم، منظور برداشتن کودک از سطح خیابان و تحویل آن به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست است، این کار از شخص سفیه بر می آید؛ اما اگر منظور بر عهده گرفتن مسؤولیت نگهداری کودک باشد، هیچ یک از این دلایل برای اثبات یا نفی جواز آن توسط شخص سفیه کافی نیست، بلکه می باید تنها به این نکته توجه کنیم که کسی قابلیت دارد از کودکی نگهداری کند که دست کم بتواند زندگی خود را اداره کند و شخص سبک مغز از چنین توانایی برخوردار نیست. و اینکه در قرآن کریم شرط سپردن اموال کودک یتیم به او علاوه بر بلوغ، تحقق رشد دانسته شده به این معنا نیست که سفیه

تنها در امور مالی نیاز به سرپرست دارد و در غیر امور مالی، زمام زندگی خویش را خود

به دست دارد.

با ملاحظه همین جهت است که به صراحت می توان ادعا کرد این نظر که نگهداری از کودک را به شخص سفیه می سپاریم، ولی به او اجازه نمی دهیم که در مورد مسایل مالی کودک دخالت کند تا میان دو قاعده شرعی «عدم استئمان مبذّر بر مال» و «اهلیت مبذّر برای تصرفات غیر مالی» جمع کرده باشیم(1)؛ ادعایی است فاقد دلیل.

همچنان که سپردن اداره زندگی کودک به فرد سفیه و واگذاری مسایل مالی وی به فردی دیگر نیز راه حل منطقی نیست، زیرا اگر حضانت را ولایت بر کودک بدانیم، ولایت قابل تقسیم نیست، همچنان که این دوگانگی می تواند باعث آسیب دیدن کودک نیز بشود(2).

این جمله امام معصوم علیه السلام می تواند بهترین شاهد بر صحت این ادعا باشد: «ما اُبالی

ائتمنت خائنا أو مضیّعا»(3)، برایم تفاوت نمی کند که خیانت کاری را امین خود قرار دهم یا فرد بی مبالاتی را.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه