حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 385

صفحه 385

1- شرح اللمعه، 7/70.

2- جامع المقاصد، 6/109.

3- الکافی، 5/301، شماره4.

عدالت

از جمله شرایطی که در برخی از متون فقهی برای یابنده کودک بیان شده است، عدالت اوست(1).

واژه «عدالت» از نظر مفهومی در مقابل «ظلم» قرار می گیرد، ولی در متون فقهی این واژه معمولاً در برابر «فسق» گذاشته می شود.

پیش از این توضیح دادیم که در عُرف فقها، عدالت به معانی متفاوتی به کار می رود، چون: کیفیتی قائم به نفس آدمی که او را وادار به انجام واجبات و ترک محرمات می کند(2)؛ کیفیتی نفسانی که شخص را وادار می سازد همیشه خویشتن بانی (تقوی) داشته باشد(3)؛ دوری جُستن از گناهان کبیره و اصرار بر انجام گناهان صغیره(4)؛ عدم اخلال به کارهای واجب و انجام کارهای زشت(5)؛ ملکه انجام واجبات و ترک محرمات(6)؛ مجرد ترک گناهان(7).

به هر حال، اگر عدالت را به گناه نکردن معنا کنیم، در این صورت، عادل بودن برابر با گناهکار (فاسق) نبودن است؛ ولی اگر عدالت را به کیفیت نفسانی و ملکه اخلاقی معنا کنیم - آن گونه که در کلمات فقهای متأخر آمده است(8) - فاسق نبودن را نمی توان برابر با عادل بودن دانست، زیرا میان آنها حالت سومی نیز وجود دارد(9).

نظرات مطرح در متون فقهی

از بررسی آنچه در متون فقهی پیرامون شرط عدالت مطرح شده است، به سه نظریه می توان دست یافت:

نظریه اول، اعتبار عدالت: در میان فقها کسی را نیافتم که به شرط بودن عدالت در

یابنده کودک فتوا دهد، بلکه تنی چند، وجود عدالت را در یابنده کودک موافق با احتیاط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه