حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 421

صفحه 421

1- مسند ابی یعلی، 4/387، شماره2508.

2- الجامع الصغیر، 1/457، شماره29630.

3- مسند احمد، 6/165-166؛ سنن دارمی، 2/137؛ سنن ابی داود، 1/462، شماره2083؛ مسند طیالسی، ص206.

4- سنن الدار قطنی، 3/158.

5- مسند ابی یعلی، 8/191، شماره4749؛ ابن ابی شیبه، المصنف، 3/273، شماره15.

سرپرست هر کسی است که سرپرست ندارد.

این روایات صرف نظر از مناقشات سندی خودِ اهل سنت(1) و عدم پذیرش مضمون آن توسط فقهای شیعه، در متون روایی شیعی نیز نیامده است و برای نخستین بار علامه حلّی در ضمن مباحث فقهی خود، تنها جمله «السلطان ولیّ من لا ولیّ له» را به عنوان حدیث نبوی بدون ذکر سند نقل کرده است(2).

شایان ذکر است که در جوامع روایی شیعه، تنها قاضی نعمان حدیثی را از امیر المؤمنین علیه السلام در مسأله وصیت بدین شکل نقل می کند: «لایزیل الوصی عن الوصیه إلاّ ذهاب عقله أو ارتداد أو تبذیر أو خیانه أو ترک سُنّه و السّلطان وصیّ من لا وصیّ له و الناظر لمن لا ناظر له»(3)، وصی از وصایت نمی افتد مگر هنگامی که عقلش زایل شده یا مرتد شود یا زیاده روی کند یا خیانت کند یا از انجام کار شایسته ای، سر باز زنشد و حاکمْ، وصیِ هر کسی است که وصی ندارد و ناظر بر هر کسی است که ناظر ندارد.

بنابر این، اصل چنین جمله ای به طریق صحیح به ما نرسیده است و بر فرض که طریق معتبری برای آن نیز داشته باشیم، مهم به دست آوردن این مطلب است که منظور از سلطان در این روایات چیست؟

گرچه علامه حلّی بر این باور است که مقصود از سلطان، امام، حاکم شرع یا کسی است که از سوی آنها به او کاری واگذار شده(4) و گروهی از فقهای متأخر نیز با همین فهم، برای اثبات ولایت فقیه (نائب عام) به آن تمسک کرده اند(5)، اما همچنان که برخی دیگر از فقهای شیعه تصریح کرده اند، منظور از سلطان در این حدیث - بر فرض ثبوتش - امام معصوم علیه السلام یا منصوب خاص ایشان است و شامل شدن افراد دیگر چون فقهای شیعه در عصر غیبت، نیازمند به دلیل دیگری است که فقها را نایب عام امامان معصوم علیهم السلام در همه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه