حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 423

صفحه 423

1- انصاری، کتاب النکاح، ص152؛ کتاب المکاسب، 3/558؛ جامع المدارک، 4/165؛ منهج الفقاهه، ص303.

2- ریاض المسائل، 2/81.

3- کتاب المکاسب، 3/559؛ عوائد الأیّام، ص204.

4- جامع المدارک، 5/254.

5- الجامع للشرایع، ص357؛ تحریر الاحکام، 2/123؛ الدروس، 3/74.

بررسی دلایل: پیروان این نظریه برای اثبات آن به چند مطلب استناد کرده اند:

1- مصالح کشور: از آنجا که بودجه عمومی کشور باید صرف مصالح، امور خیر و سودمند شود و شکی نیست که از جمله مصالح، اداره زندگی کسانی است که قادر به تأمین هزینه های زندگی خود نیستند؛ بنابر این، دولت اسلامی موظف است از بودجه کشور، زندگی کودکان سرراهی و بی سرپرست را تأمین کند(1).

2- جایگزین ارث: یکی از مسایلی که در بحث ارث مطرح است و ما نیز گذرا به بررسی آن می پردازیم، ارث کسی است که وارث ندارد.

اگر کسی از دنیا برود و هیچ خویشاوندی نداشته باشد که اموال او را به ارث ببرد، دارای اش به چه کسی منتقل می شود؟ فقهای سنی و برخی از فقهای شیعه بر این نظرند که ارث چنین فردی به خزانه کشور (بیت المال) منتقل می شود.

بر این اساس، چون ارث این کودک هر وقت از دنیا برود به شرط اینکه همچنان هیچ خویشاوند سَبَبی یا نَسَبی نداشته باشد، به خزانه دولت منتقل می شود؛ دولت موظف است اکنون که این کودک برای گذران زندگی، نیازمند به محلی برای تأمین هزینه های خود است، هزینه زندگی او را بپردازد(2).

طبیعی است اگر بودجه عمومی کشور جوابگوی هزینه های زندگی چنین کودکانی نباشد یا مصارف مهم تری برای کشور وجود داشته باشد، در این صورت باید به شکل دیگری زندگی آنها را تأمین کرد.

برای این منظور چند راه حل مطرح شده است:

1- بر مردم واجب (واجب کفایی(3)) است هزینه های زندگی او را تأمین کنند، نظیر تأمین هزینه های افراد تهی دست، زمین گیر، دیوانگان که با اقدام یک نفر، این تکلیف از

سایر افراد ساقط می شود(4).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه