حضانت کودکان در فقه اسلامی صفحه 445

صفحه 445

1- لازم به یادآوری است، در قتل خطائی، دیه را عاقله جانی می پردازد؛ ر.ک: الجامع للشرایع، ص358.

2- شرائع الاسلام، 4/801.

3- المبسوط، 3/346؛ تذکره الفقهاء، 2/276.

4- تذکره الفقهاء، 2/277.

5- الجامع للشرایع، ص358.

6- ایضاح الفوائد، 2/143.

7- جامع المقاصد، 6/124.

کرده یا مورد بخشش قرار دهد، امام علیه السلام نیز مجاز به انجام چنین کاری نیست(1).

لازمه چنین نظری آن است که جانی تا رسیدن کودک به بلوغ، زندانی شود تا کودک بتواند حق خود را آن گونه که می خواهد به تمام و کمال دریافت (استیفاء) کند(2).

نقد: این نظر از آن جهت که مستلزم زندانی کردن جانی است مورد انتقاد گروهی از فقها قرار گرفته است، زیرا آنچه به واسطه جنایت واجب است، قصاص یا دیه است، و دلیلی برای جواز زندانی کردن جانی که کیفری مستقل است، نداریم(3).

نظریه دوم، تفصیل بین انواع کودکان: محقق طوسی معتقد است که اگر کودک برخوردار از عقل و قدرت تشخیص باشد، می باید تا زمان رسیدن به سن بلوغ، صبر کند، زیرا این حق کودک است که بخواهد انتقام بگیرد؛ اما اگر کودک فردی سبک مغز (سفیه) باشد و نیازمند به پول (معسر)، ولیّ او به جای قصاص، دیه می گیرد و اگر دارای امکانات

مالی باشد (موسر)، نمی توان برای او دیه گرفت(4).

دلیل این تفصیل، تفاوتی است که در متون فقهی میان کودک و دیوانه (مجنون) در مسأله قصاص گذاشته شده است. از نظر برخی از فقها ولی می تواند در مورد جنایت بر فرد دیوانه تصمیم بگیرد، اما در مورد کودک مجاز به این کار نبوده، باید صبر کند تا کودک به بلوغ برسد؛ زیرا مدت زمانی که باید صبر کرد در مورد کودک معلوم است، امّا این مدت در مورد دیوانه مشخص نیست، چرا که معلوم نیست چه زمانی سلامت عقلی خود را به دست می آورد(5).

نقد: از آنجا که پذیرش و عدم پذیرش این نظریه موکول به بررسی میزان اختیارات ولی در مسأله قصاص است، باید ارزیابی آن را در کتاب قصاص پی گرفت.

نظریه سوم، قصاص یا گرفتن دیه توسط امام معصوم علیه السلام: این نظریه مبتنی بر پذیرش دو مطلب است: 1- هرکس برای او حق قصاص وجود داشته باشد، ولیّ او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه