فاعل اوست و افعال مردم از روی مجاز بدیشان نسبت داده می شود، چنان که گفته می شود: درخت حرکت کرد، فلک چرخید و خورشید غروب کرد، و در حقیقت، این خداوند سبحان است که با درخت و فلک و خورشید، چنین می کند، جز این که خداوند، نیرویی به انسان بخشیده است که فعل در پرتو آن صورت می پذیرد و برای او اراده فعل و اختیار جداگانه ای برای انجام آن آفریده است، چنان که طول را آفریده است و آدمی در پرتو آن طول می یابد و رنگ را آفریده است که با آن رنگ می پذیرد و رنگین می شود». او می گوید(1): «ثواب و عقاب، جبر است، چنان که همه افعال از سرِ جبر است و هرگاه جبر ثابت شود، پس تکلیف نیز جبر خواهد بود».
جهم در اعتقاد به مخلوق بودن قرآن با قدریه همسو بود. بغدادی می گوید(2): «او همچنان که قدریه معتقد است، به حدوث کلام اللّه قایل بود، در حالی که خداوند به این معنا متکلّم نامیده نمی شود». او این اعتقاد را از جَعد بن درهم آموخته بود. ا بن اثیر می گوید(3): «جهم این اعتقاد را از جعد بن درهم گرفته است و جعد از ابان بن سمعان و ابان از طالوت، خواهر زاده لبید بن اعصم و داماد او و طالوت از لبید بن اعصم یهودی که پیامبر صلی الله علیه و آله را افسون کرد. لبید، تورات را مخلوق می دانست و
1- الملل و النحل، ج 1، ص 80.
2- الفرق بین الفرق، ص 128؛ مقالات الاسلامیین، ج 1، ص 312؛ الملل و النحل، ج 1، ص81.
3- الکامل فی التاریخ، ج 6، ص 75؛ سرح العیون فی شرح رساله ا بن زیدون، ص 293؛ البدایه و النهایه فی التاریخ، ج 1، ص312.