- گرفتاری ها 1
- اشاره 23
- گام ها 25
- اشاره 27
- 1. چرا سؤال کنم؟ 28
- 2. از چه چیزهایی سؤال کنیم؟ 29
- 3. در چه زمینه ای سؤال کنم؟ 36
- 4. با چه پیش فرضی سؤال کنم؟ 37
- 5 . از کجا شروع کنم؟ 38
- اشاره 49
- اشاره 49
- 1. بحث از کدام یک شروع می شود؟ 49
- جهان 50
- خدا 51
- 2. آیا برای شروع از انسان، دلیل و مستندی هست؟ 56
- 3. انسان را از کجا آغاز کنیم؟ 61
- اشاره 63
- 4. با این شروع به چه نتایجی می رسیم؟ 63
- الف) درک وضعیت 65
- ب) درک تقدیر 72
- ج) درک ترکیب 75
- اشاره 75
- یکم. آزادی 78
- دوم. ضرورت حرکت 89
- چهارم. حرکت تاریخی 93
- سوم. نیازها 93
- ششم. نظارت و رهبری بر خویش 95
طرح سؤالات
اشاره
همراه حادثه ها و گرفتاری ها و درون مایه های خودم، سؤال هایی در من جوانه می زنند و سر می کشند و از شکم عادت ها متولد می شوم و از زندگی تکراری فاصله می گیرم و دیگر نمی توانم به پالایشگاهی از کثافت بودن قانع باشم یا مقلّد و مفلوک باقی بمانم. برای رسیدن به این مرحله می بینم که از گربه، کلم و سنگ، جلوترم و دارایی های بیش تری دارم، ولی شکوفه و رویش و جوششی نداشته ام. می بینم که از حیوانات بیش تر دارم، ولی کمتر به دست آورده ام. می بینم که من میوه درخت هستی ام، ولی به جایی نرسیده ام.
می بینم سنگ ها از دل خود چشمه ها جاری کرده اند، ولی من جوششی نداشته ام.
من تمام هستی را در خودم دارم و تمام هستی به من ختم شده، نمی توانم به آنها بازگردم، که باید آنها را ببرم و بار امانت را حمل