انسان جاری صفحه 51

صفحه 51

و این جاست که از دیدگاه شناخت و تبیین کلی، انسان مقدم می شود؛ چون تمام تحلیل های علمی که از تجربه های انسان مایه می گیرند، از تبیین کلی جهان عاجز هستند. تمام روش های تجربه گرا و عقل گرا یا تلفیقی از این دو، در مرحله تحلیل علمی مورد استفاده قرار می گیرند، نه برای تبیین کلی آن.

تبیین کلی جهان، نه از تجربه و نه از عقل، که از ادراکات حضوری انسان مایه می گیرد. تفکر از این منبع شناخت تغذیه و استنتاج می کند. در این جا دو دیدگاه وجود دارد. از دیدگاه تکامل، جهان، پیش از انسان مطرح است، ولی از دیدگاه تبیین و شناخت، انسان، پیش از جهان مطرح می شود و تحلیل از انسان آغاز می گردد.(1)

خدا

بسیاری از مذهبی ها می گویند: باید از خداشناسی شروع کرد؛ چون این مقوله برایشان اهمیت دارد و همین اشتباه آنها را گیج می کند. آخر خدا، مسئله اول نیست، بلکه خدا، جواب سؤال های دیگر است. خدا، حل مسئله است. تو هنگامی می توانی این جواب را بفهمی که سؤال را فهمیده و صورت مسئله را خوانده باشی.

اصلاً چرا خدا مطرح می شود؟ آیا جز برای جواب گویی به مسئله خلقت انسان و جهان؟ پس صورت مسئله را باید درست فهمید تا به آن درست جواب داد و این همان نکته ای است که از آن یاد شد که خدا، سؤال نیست، بلکه جواب سؤال است. غفلت از همین نکته مهم چه خستگی هایی که پیش نیاورده است. خدا، جواب مسئله است


1- نک: علی صفایی حائری، روش نقد، ج5، ص83.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه