- گرفتاری ها 1
- اشاره 23
- گام ها 25
- اشاره 27
- 1. چرا سؤال کنم؟ 28
- 2. از چه چیزهایی سؤال کنیم؟ 29
- 3. در چه زمینه ای سؤال کنم؟ 36
- 4. با چه پیش فرضی سؤال کنم؟ 37
- 5 . از کجا شروع کنم؟ 38
- اشاره 49
- اشاره 49
- 1. بحث از کدام یک شروع می شود؟ 49
- جهان 50
- خدا 51
- 2. آیا برای شروع از انسان، دلیل و مستندی هست؟ 56
- 3. انسان را از کجا آغاز کنیم؟ 61
- 4. با این شروع به چه نتایجی می رسیم؟ 63
- اشاره 63
- الف) درک وضعیت 65
- ب) درک تقدیر 72
- اشاره 75
- ج) درک ترکیب 75
- یکم. آزادی 78
- دوم. ضرورت حرکت 89
- چهارم. حرکت تاریخی 93
- سوم. نیازها 93
- ششم. نظارت و رهبری بر خویش 95
هستم. اگرچه در زمان رسول صلی الله علیه و آله و سلم، تمامی مکتب یک جا مطرح نشد و به دلیل ذهنیت محدود مردم آن روز، به تدریج، از تربیت تا آداب و احکام و اصول کلی و بنیادی عرضه شد. ولی امروزه به دلیل رویارویی با مکاتبی که به صورت یک سیستم فکری، فلسفی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی مطرح شده اند و اسلام را حتی به حساب نمی آورند، اسلام باید یک جا مطرح شود، به ویژه آن جا که تفاوت ها فقط در مجموعه ها مشخص می شوند؛ چون همان طور که گفته شد، نقاط مشترک، گمراه می کنند. از همین رو استاد ما معتقد به این طرح کلی بود و کار اساسی را هم نوشتن همان می دانست که بزرگی باید اقدام کند و در طرح کلی مکتب، به عکس «سید قطب» و «مودودی» و «دکتر شریعتی» یا دیگران که از او گرفته اند، معتقد به خصوصیت های «استناد، اصالت، عمق، جامعیت و ارتباط» بود.
وقتی می گوییم مثلاً طرح تربیتی اسلام را باید با استناد به اسلام مطرح کرد، مقصودمان این نیست که در هر موضوع انتخابی مثلاً آزادی و آموزش و تذکر یا تدبر و تفکر و تعقل، آیات و روایات مربوط به تفکر و تدبر و... را بیاوریم و چشم و گوش ها را پر کنیم، بلکه مقصودمان این است که پیوندی که میان این شش عنصر وجود دارد و ترتیبی که تعقیب شده است، باید با آیه ها مشخص شوند. چه بسا یک آیه بیشتر به کار گرفته نشود، ولی نوشته مستند باشد و چه بسا هزارها آیه و حدیث مطرح بشود و نوشته بدون استناد باقی بماند و این استناد نه تنها در اجزا، که مجموعه هم باید مستند باشد.