- گرفتاری ها 1
- اشاره 23
- گام ها 25
- اشاره 27
- 1. چرا سؤال کنم؟ 28
- 2. از چه چیزهایی سؤال کنیم؟ 29
- 3. در چه زمینه ای سؤال کنم؟ 36
- 4. با چه پیش فرضی سؤال کنم؟ 37
- 5 . از کجا شروع کنم؟ 38
- اشاره 49
- اشاره 49
- 1. بحث از کدام یک شروع می شود؟ 49
- جهان 50
- خدا 51
- 2. آیا برای شروع از انسان، دلیل و مستندی هست؟ 56
- 3. انسان را از کجا آغاز کنیم؟ 61
- 4. با این شروع به چه نتایجی می رسیم؟ 63
- اشاره 63
- الف) درک وضعیت 65
- ب) درک تقدیر 72
- ج) درک ترکیب 75
- اشاره 75
- یکم. آزادی 78
- دوم. ضرورت حرکت 89
- چهارم. حرکت تاریخی 93
- سوم. نیازها 93
- ششم. نظارت و رهبری بر خویش 95
تا اندیشه های مدفون برانگیخته شوند و سنجش های مرده سر بردارند: «و یُثیروا لهم دَفائنَ العُقُول».(1) انبیا به جای آن که به آنها چیزی بدهند، از آن چه خودشان دارند، بهره گرفتند و از این منبع شناخت برای تفکر و برای آموزش کتاب و حکمت استفاده کردند. برای دگرگون کردن ارزش های حاکم باید از این منبع دست اول استفاده کرد. این منبع شناخت همان طور که گذشت، چیزی جدا از شناخت های تجربی و یا مطالب علمی و شناخت های دست دوم است.
انسان بیش از هر چیز از خودش آگاهی دارد و انبیا هم با تکیه بر همین شناخت و با ذکر و یادآوری از همین شناخت و نه بر اساس تجربه و تعقل، کارشان را شروع می کردند و بر اساس همین شهود باطنی که همراه رسول و قرآن و آیات و نماز شکوفا شده و مذکور گردیده است، انسان را به عهد و پیمان و سپس به عمل و یقین و شهود و تسلیم می رسانند.(2)
بگذار در همین جا به رابطه فکر و ذکر و عهد و عمل و یقین و شهود و تسلیم هم به طور خلاصه اشاره شود. استنتاج از ادراکات حضوری و یادآوری آن شهودها برای انسان زمینه پیمانی با خدا و با خویش و با ولی می شود؛ که: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ»(3) و به دنبال این تعهد، به تدریج عبودیت و عمل شکل می گیرد و نتیجه عبودیت، یقین است؛ «وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»(4) و نتیجه یقین حتی در شکل علم الیقین و مرحله ابتدایی اش، شهود و رؤیت است که: «کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»(5) و ادامه این شهادت، تسلیم و
1- نهج البلاغه، خطبه 1.
2- نک: مسئولیت و سازندگی؛ درس هایی از انقلاب (دفتر اول).
3- سوره یس، آیه60.
4- سوره حجر، آیه99.
5- سوره تکاثر، آیات 5 - 6.