انسان جاری صفحه 62

صفحه 62

شناخت با واسطه مراحلی دارد:

1. شناخت حسی و تجربی، که انعکاس جهان خارج به واسطه حواس و اندام های حسی است.

2. انگاره های ذهنی که در تجربه ها و دریافت های حسی دخالت می کند و ترکیب های جدیدی را در آن شکل می دهد که در جهان خارج هم وجود ندارد و همین انگاره های ذهنی به واسطه وهم و خیال، زمینه تکلم و نطق انسان را تشکیل می دهد.

3. استنتاج ها و تجربه ها و تعمیم ها که به واسطه فکر، به انسان منتقل می شوند و آگاهی های عالی انسانی را شکل می دهند و علوم و معارف و صنایع را پایه گذاری می کنند.

4. سنجش ها و مقایسه ها که به واسطه عقل انجام می گیرند و بهترین را مشخص می سازند.

ما دل را به عنوان منبع شناخت نمی دانیم. ما نمی توانیم شناخت هنری یا عاطفی یا راه دل را مطرح کنیم؛ چون دل، منبع احساس و حرکت است، نه وسیله آگاهی و شناخت. هنگامی که تو بهترین را شناختی و انتخاب کردی، این منبع به تو نیروی حرکت می دهد و تو را پیش می برد.

این منبع در حیوانات، به طور ساده تر و انعکاسی، آنها را حرکت می دهد و به کار وامی دارد. رابطه این منبع احساس با منبع آگاهی در انسان، پس از انتخاب و سنجش برقرار می شود، ولی در حیوانات، پس از انعکاس و بازتاب. البته این هم در صورتی است که انسان بخواهد با تفکر و تعقل خود کار کند وگرنه می تواند در همان سطح

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه