- گرفتاری ها 1
- اشاره 23
- گام ها 25
- اشاره 27
- 1. چرا سؤال کنم؟ 28
- 2. از چه چیزهایی سؤال کنیم؟ 29
- 3. در چه زمینه ای سؤال کنم؟ 36
- 4. با چه پیش فرضی سؤال کنم؟ 37
- 5 . از کجا شروع کنم؟ 38
- اشاره 49
- 1. بحث از کدام یک شروع می شود؟ 49
- اشاره 49
- جهان 50
- خدا 51
- 2. آیا برای شروع از انسان، دلیل و مستندی هست؟ 56
- 3. انسان را از کجا آغاز کنیم؟ 61
- 4. با این شروع به چه نتایجی می رسیم؟ 63
- اشاره 63
- الف) درک وضعیت 65
- ب) درک تقدیر 72
- اشاره 75
- ج) درک ترکیب 75
- یکم. آزادی 78
- دوم. ضرورت حرکت 89
- چهارم. حرکت تاریخی 93
- سوم. نیازها 93
- ششم. نظارت و رهبری بر خویش 95
با این درک از تقدیر، من نه به زندگی تکراری و عادی می توانم دلخوش باشم و نه می توانم خودم را هفتاد ساله به حساب آورم؛ که من بیشتر از هفتاد سال و بیشتر از این خوردن ها و خوابیدن ها نیرو و امکانات دارم.
برای این مرحله از زندگی و برای خوردن و خوش بودن، فکر و عقل و وجدان و خودآگاهی و آزادی و این همه نیرو و امکان، زیادی و بی فایده و حتی مزاحم و دست و پاگیر است. این فکر من همیشه سؤال ها دارد و عقل من مدام محاسبه و سنجش دارد که چرا این جا ایستاده ای و در خاک مانده ای؟
هنگامی که در کنار موج های بی آرام دریا مبهوت می شوم، گویا موج ها به من هجوم می آورند که چرا تو مانده ای؟ ما با این همه شور برای تو بی آرامیم و تو این گونه راکد و ماندگار؟
این دو نکته؛ یعنی بزرگ تر بودن از زندگی عادی و بیشتر بودن از هفتاد سال، نتیجه درک و تقدیر و آگاهی از اندازه هایی است که در من وجود دارند و من می توانم بی واسطه احساس شان کنم.
ج) درک ترکیب
اشاره
من گذشته از امکانات و اندام ها و نیروهایم که در من وجود دارند و احساس شان می کنم، می بینم که این اندام ها با هم در رابطه هستند و این استعدادها با هم ارتباط برقرار می کنند.
من می بینم علاوه بر غرایز فردی و اجتماعی، از فکر و عقل هم برخوردارم و با یک رشته علیتی پیچیده نشده ام، با چند رشته علیتی