- گرفتاری ها 1
- اشاره 23
- گام ها 25
- اشاره 27
- 1. چرا سؤال کنم؟ 28
- 2. از چه چیزهایی سؤال کنیم؟ 29
- 3. در چه زمینه ای سؤال کنم؟ 36
- 4. با چه پیش فرضی سؤال کنم؟ 37
- 5 . از کجا شروع کنم؟ 38
- اشاره 49
- اشاره 49
- 1. بحث از کدام یک شروع می شود؟ 49
- جهان 50
- خدا 51
- 2. آیا برای شروع از انسان، دلیل و مستندی هست؟ 56
- 3. انسان را از کجا آغاز کنیم؟ 61
- 4. با این شروع به چه نتایجی می رسیم؟ 63
- اشاره 63
- الف) درک وضعیت 65
- ب) درک تقدیر 72
- اشاره 75
- ج) درک ترکیب 75
- یکم. آزادی 78
- دوم. ضرورت حرکت 89
- چهارم. حرکت تاریخی 93
- سوم. نیازها 93
- ششم. نظارت و رهبری بر خویش 95
پنجم. خودآگاهی
با این ترکیب، انسان می تواند به خودش آگاه شود.
ترکیب استعدادهای انسان، شخصیت و «من» او را می سازند که می گویی مال من، روح من و خود من و همراه همین ترکیب است که انسان به خصلت وجدان می رسد که وجدان همین ساخت و ترکیب انسان است و کسی که به خودش آگاه شد، می تواند:
1. خودش را کشف کند؛
2. استخراج کند؛
3. شکل بدهد؛
4. رهبری کند و جهت بدهد.
انسان این چهار مرحله را همراه دارد و برای نظارت و رهبری بر خویش امکانات دارد و این رهبری، نه بر اساس هوس، که بر اساس هدف شکل می گیرد. این هدف با توجه به قدر و ترکیب انسان و با توجه به ضرورت ها و قانون مندی های جهان و جامعه انتخاب می شود.
انسان با این ترکیب و تقدیر و وضعیت، با هستی، جهان، جامعه و خودش رابطه دارد. انسان در نظام زندگی می کند. او در هر حرکتش، با تمام جهان، تمام نسل ها، تمامی خودش و استعدادهایش رابطه دارد. یک عمل ساده او از این همه می گذرد و عبور می کند.
انسانی که این همه رابطه دارد - با خودش و نیروهایش، طبیعت و اشیا، جامعه و انسان ها، امت ها و ملت ها - در دنیای رابطه ها نمی تواند ولنگار و بی تفاوت باشد.