حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 122

صفحه 122

مناجات امیر المؤمنین علیه السلام در مسجد کوفه بسیار زیباست :

مولای یا مولائ انت القوی و انا الضعیف وهل یرحم الضعیف إلا القوی ؛(1)ای آقای من، ای آقای من ؛تویی قوی و توانا و منم ضعیف و ناتوان! و آیا در حق ضعیفی ناتوان جز شخص قوی دانا، چه کسی ترحم کند؟! یعنی هر چه خوبی است از طرف خداوند است و هر چه ضعف و عجز و دست خالی بودن است، از طرف ماست. اگر این طور گفتی، از غنای خداوند چیزی گیر شما هم می آید.

سلطان محمود و ایاز

ایاز یک غلام بود. اما از بس که عقل و فهم و هوش داشت، دست به دست می گشت. هر کس او را می خرید به مزایده می گذاشت تا به دست سلطان محمد غزنوی رسید. سلطان به او گفت: اسم تو چیست؟ گفت: هر چه شما بگویید. گفت: غذا چه می خوری؟ گفت: هر چه شما بدهی. گفت: چه می پوشی؟ گفت: هر چه شما بپوشانی. این تسلیم محض بودن ایاز به قدری سلطان محمود را تحت تأثیر قرار داد که از تخت خودش پایین آمد و تاج خودش را بر سر او گذاشت. محبت چه می کند! «از محبت شاه بنده می شود.» سلطان از او چقدر احساس امنیت کرد که تاج خودش را بر سر او گذاشت! غلام را جای خودش قرار داد. ایاز اطاقی خصوصی داشت که هر شب و هر روز در آن اطاق خلوت


1- البلد الامین، ص 319؛ بحارالانوار، ج 91، ص 110؛ مفاتیح الجنان، ص 676 مناجات امیر المؤمنین علیه السلام.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه