حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 136

صفحه 136

این علت دیگری دارد که روی زمین افتاده. این جوان غشی نیست.

انسان هایی که با معنویت هستند، با افراد مادی بسیار متفاوت اند. لذت آنها از شهوات است، اما لذت اینها از ترک شهوات است.

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر لذت نفس لذت ندانی

شخصی وارد بازار عطر فروش ها شد. تا وارد شد، سرش گیج رفت و به زمین خورد. مردم هر چه کردند به هوش نیامد. یک رفیقی داشت که او را می شناخت. رفت و مقداری نجاست جلو دماغ او گرفت تا به هوش آمد. چون شغل او تخلیه ی چاهای فاضلاب بود. لذا وقتی به بازار عطر فروش ها آمد، گیج شد.

بعضی افراد وقتی یا الله می گویند کیف می کنند و بعضی دیگری وقتی چند تا فحش و ناسزا می گویند کیف می کنند.

یک آقایی به مکه آمده بود. خیلی بد دهن و فحاش بود. به او گفته بودند اگر در حال احرام فحش بدهی باید گوسفند قربانی کنی. ریال های سعودی را در آورده بود و گفته بود یک گوسفند برای من بکشید و شروع کرده بود به فحش دادن و ناسزا گفتن. چون یک عمری به فحش و بد دهنی عادت کرده، نمی تواند آن را ترک کند.

مذاق ها خیلی فرق می کنند. افرادی هستند که از مجالس اهل بیت فرار می کنند. اما اشخاصی هستند که شب تا صبح در این مجالس لذت می برند. یاد و ذکر اهل بیت علیه السلام برای آنها شیرین است.

سلمان یک نگاه به این مرد جوان که در بازار آهنگران بیهوش شده بود کرد، به هوش آمد. پرسید: چرا حال تو در این بازار بد شد؟ جوان گفت: وقتی چشم من به این کوره های آتش افتاد، جهنم به یادم آمد و بد حال شدم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه