حدیث دوست: بیست گفتار معنوی صفحه 215

صفحه 215

بالاخره یک روز در حرم مطهر امام رضا علیه السلام نشسته بودم که یک پیر مردی آمد و پیش من نشست. به من گفت: تو پنج حاجت داری. از قم برای همین حاجتها آمده ای. امام رضا علیه السلام فرموده اند: هر چه اصرار کنی من حاجت تو را نمی دهم. گفتم: علت چیست؟ او گفت: امام رضا از شما ناراحت است. می فرماید: شما در قم به خواهرش حضرت معصومه سلام الله علیها بی اعتنا بودی. باید بروی حضرت معصومه سلام الله علیها را از خودت راضی کنی، تا حاجت تو را بدهم.

باب امام رضا علیه السلام خواهرش حضرت معصومه سلام الله علیها است. می گوید: به من گفت: باید او را راضی کنی. چون امام رضا علیه السلام خواهرشان را خیلی دوست دارند.

او می گوید: به قم آمدم از بی بی عذرخواهی کردم. مشهد رفتم و امام رضا علیه السلام پنج حاجت من را عنایت فرمودند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه