سیاست و مهدویت صفحه 112

صفحه 112

به نظر رونالد رابرتسون، جهانی شدن فرایندی است که از عصر رنسانس و قرن پانزدهم آغاز گشته است. او پنج مرحله مختلف را برای سیر تطور مفهوم جهانی شدن پی گیری کرده است:

الف) مرحله نخست، مرحله تکوین و شکل گیری اولیه است که از اوایل قرن پانزدهم تا قرن هجدهم در اروپا آغاز گشته است و بدین سان نظام فراملی قرون وسطایی فرو ریخت و اجتماعات ملی، تحکیم مفاهیم فردی و فردگرایی و ایده های مربوط به بشریت و انسان ظهور پیدا کرد؛

ب) مرحله دوم، مرحله آغاز جهانی شدن از نیمه دوم قرن هجدهم تا دهه 1870 است. در این مرحله، گرایش شدیدی پدید آمد به مفاهیمی، چون: ایده دولت واحد همگن، تبلور انگاره روابط رسمی بین المللی و فراملی، تلقی فرد به عنوان شهروند، تأکید فراوان بر حقوق انسان و نوع بشر، گسترش پیمان ها و نمایندگی های مرتبط با تنظیم روابط بین المللی و فراملی، و ترازبندی موضوعات در چارچوب ملی و بین المللی؛

ج) مرحله سوم یا مرحله خیزش، دهه 1870 تا 1920 را دربرمی گیرد. در چنین مقطعی، چهار مرجع اصلی مطرح است: جوامع ملی، فرد، جامعه بین المللی و بشر (در یک مجموعه واحد). نمودهای جهانی شدن در این دوره عبارت است از: رسمیت مفهوم بشر در سطح بین المللی، رشد جنبش های وحدت جهانی، نزدیک شدن به پذیرش جهانی تقویم واحد و... ؛

د) مرحله چهارم یا مرحله مبارزه برای هژمونی، نیمه دهه 1920 تا 1960 را شامل می شود. مهم ترین ویژگی های این دوره عبارت است از: تأسیس جامعه و سازمان ملل متحد، تثبیت استقلال ملی و... ؛

ه-) مرحله پنجم به اواخر دهه 1960 تا پایان قرن بیستم برمی گردد که رابرتسون پدیده جهانی شدن را به معنای خاص خود در این معنا به کار می برد. در این مرحله طبق نگرش رابرتسون، آگاهی به جهان، تبدیل حقوق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه