سیاست و مهدویت صفحه 145

صفحه 145

جهانی شدن بیش از حد تأکید می نماید و از ابعاد فکری - فرهنگی وسیاسی آن غفلت می کنند. بدون تردید، مدرنیته چیزی بیش از بُعد اقتصاد است و نمی توان آن را به عرصه اقتصادی کاهش داد.

از منظر لیوتار، مهم ترین ویژگی عصر پسامدرن را می توان در خصلت نفی روایت های کلان در کل و به خصوص مخالفت با خصلت هژمونیک و کلان قرائت مدرن از انسان و جهان دانست. از این رو، باید به خصلت های شالوده شکنانه پسامدرنیسم و مرکززدایی نهفته در آن توجه کرد. پسامدرنیسم از این جهت اصول مدرنیسم را به چالش می کشد.

هر چند مدرنیته تعبیری سلبی و مبهم تلقی شده، می توان اصول اساسی آن را در چهار آموزه اصلی انسان محوری(اومانیسم)، سکولاریسم، عقلانیت حساب گر، و آموزه پیشرفت مطرح کرد که خود در بردارنده تجویز کلان در پیروی از الگوی غربی برای پیشرفت و تکامل است. به بیان دیگر، پسامدرنیسم با خصلت شالوده شکنانه خود، سوژه محوری را نفی می کند و با نفی سوژه یا انسان محوری، دیگر اصول مدرنیسم نیز فرو می ریزد (نک: سولومون، 1378).

مهم ترین نمود گفتمان جهانی شدن به مثابه یک وضعیت پسامدرن از جهت فکری- فرهنگی را می توان در مرکزیت زدایی از هژمونی مدرنیسم غربی دانست. بر این اساس، مهم ترین نمود پسامدرن جهانی شدن، پیدایش سیاست هویت و امکان عرضه و ظهور قرائت های دیگر در عرصه جهانی است. این امر، از نفی روایت کلان برمی آید. به تعبیر لیوتار، ما اینک در برهه ای تاریخی زندگی می کنیم که ویژگی آن، فقدان ایمان به فراروایت مدرنِ پیشرفت عقل به سوی جامعه ای بهتر است (Lyotard, 1984). با مرکزیت زدایی از فراروایت مدرن، زمینه برای فرهنگ ها و روایت های دیگر فراهم می شود. پسامدرنیسم از طریق نفی روایت کلان مدرنیسم غربی و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه