- پیشگفتار 3
- درآمدی بر مسئله شناسی سیاسی مهدویت 6
- مقدمه 6
- چیستی مفهوم سیاست 7
- رویکردهای عمده به فعل سیاسی 9
- مفهوم سیاست در آموزه مهدویت 12
- وجوه ضرورت مباحث سیاسی مهدویت 15
- وجوه طبقه بندی مباحث سیاسی مهدویت 21
- طبقه بندی مسائل سیاسی مهدویت 23
- پایان سخن 42
- اشاره 44
- 1. فرهنگ مهدویت چیست؟ 44
- فرهنگ مهدوی 44
- 2. اهمیت فرهنگ مهدویت در چیست؟ 47
- 3. چه عرصه هایی را در زمینه مهدویت خالی می بینید؟ 48
- 4. چه راه کارهایی برای کاربردی کردن این فرهنگ وجود دارد؟ 50
- پیش گفتار 52
- اشاره 52
- مهدویت و بازآفرینی هویت اسلامی 52
- هویت اسلامی 53
- فرهنگ مهدوی و نقش هویت بخش آن 57
- پیش گفتار 62
- مهدویت و زندگی سیاسی معاصر اسلامی 62
- اشاره 62
- مشترکات دیدگاه های آینده نگر بین ادیان و مکاتب بشری 65
- دیدگاه های مشترک آینده نگر بین ادیان آسمانی 68
- آینده نگری در اسلام و ویژگی های مدینه فاضله موعود در مذاهب اسلامی 70
- نتیجه گیری 76
- مقدمه: مفهوم شناسی توسعه سیاسی 78
- الگوی توسعه سیاسی در پرتو عدالت مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف 78
- اشاره 78
- زندگی معاصر اسلامی و نقش الگوی توسعه سیاسی در عصر مهدوی 82
- مبانی نظری توسعه سیاسی در غرب 87
- اصول و مؤلفه های توسعه سیاسی غرب 90
- نقد نظریه توسعه سیاسی در غرب بر اساس مبانی اسلامی 93
- الگوی توسعه سیاسی در جامعه مهدوی 96
- خاتمه سخن 106
- مهدویت و جهانی شدن 107
- اشاره 107
- طرح مسئله 107
- جهانی شدن و مفاهیم مربوطه 110
- معنا و چیستی جهانی شدن 115
- جهانی شدن؛ ویژگی های ذاتی و عرضی 120
- جهانی شدن؛ ویژگی سخت افزاری- نرم افزاری 124
- مهدویت اسلامی 125
- جهانی شدن و مهدویت؛ سازگاری ها و ناسازگاری ها 129
- اشاره 129
- الف) وجوه ناسازگار جهانی شدن با مهدویت اسلامی 130
- ب) قرائت سازگار جهانی شدن با مهدویت اسلامی 131
- ظرفیت های مهدویت اسلامی در عصر «جهانی شدن» 133
- اشاره 135
- تأملی در ظرفیت های جهانی شدن در فهم آموزه فرج 135
- جهانی شدن و چشم انداز فرج 135
- مقدمه 136
- اشاره 137
- جهانی شدن به مثابه ظرف اندیشه ها و ایدئولوژی ها 137
- الف) جهانی شدن بازتاب مدرنیته 139
- ب) جهانی شدن و قرائت های پسامدرن 144
- ج) جهانی شدن و ابعاد جهان شمول ادیان 147
- مفهوم دینی- اسلامی فرج 149
- فلسفه تاریخ و جایگاه فرج 155
- جهانی شدن و فهم پذیری آموزه فرج 157
- الف) ویژگی های کلان عصر جهانی شدن 157
- اشاره 157
- ب) جهانی شدن و چشم انداز فرج 159
- نتیجه 162
- جهانی شدن، بحران معنا و منجی گرایی 164
- مقدمه 164
- اشاره 164
- بعد سخت افزاری جهانی شدن 167
- بعد نرم افزاری جهانی شدن 169
- سیطره مدرنیته غربی و ادعاهای معناپردازی آن 171
- پسامدرنیسم و بحران معنا در غرب 174
- جهانی شدن و زمینه های منجی گرایی 177
- جهانی شدن و بحران معنا 179
- منجی گرایی و نقش معنا بخشی ادیان 182
- فهرست منابع 187
انسان به مثابه یک رفتار عقلانی، توهمی پوچ و عبث می نماید.
بنابر دیدگاه فروید، در بسیاری موارد رفتار انسان این گونه است. انسان اسیر عقده هایی درونی شده که شخصیت و ضمیر باطنی او را شکل می دهد. بنابراین، منشأ و عامل رفتار انسان ها چیزی جز عقده های سرکوب شده نیست. بعدها، مارکس به نوعی این موضوع را برجسته تر ساخت که انسان ها در بسیاری از موارد اسیر ساختارهای اقتصادی - اجتماعی هستند؛ یعنی در واقع به تدریج ریشه تصور انسان محور، عاقل و همه کاره زده می شود. مارکس نشان می دهد که ساختار اقتصادی چقدر در ذهنیت پیدا کردن انسان ها تأثیرگذار است. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کسانی مثل نیچه نشان دادند که اصلاً ساخته شدن فلسفه در غرب، چیزی جز تلاش انسان برای تسکین دادن خود بشر نبوده است. در واقع، نیچه نیهیلیسم خاصی را درافکند و خود را هیچ انگار تمام عیار و کامل مطرح کرد. او انسان را ابرمرد می دانست، نه اسیر حقیقت ساخته دست خود. یعنی هر لحظه انسان اراده کند، بتواند حقیقت جدیدی را پدید آورد.
شاید آخرین ضربه و تیر خلاص را زبان شناسی به مدرنیته وارد کرد؛ چنان که نشان داد ذهنیت انسان ها، ساخته و محصول زبان در جامعه است. یعنی نشان داد این که انسان ها به شیوه خاصی فکر می کنند، چیزی نیست جز تحمیلی که جامعه از طریق ساختار زبانی خود بر انسان ها ایجاد می کند. ویتگنشتاین نیز در فلسفه زبان و نظریه بازی های زبانی اش نشان داد که حقیقت، ساخته نظام زبانی است.
نتیجه همه این نقدها، شکسته شدن محوریت انسان به مثابه تعیین کننده صرف برنامه زندگی فردی و اجتماعی خویش، بدون استعانت از عالم قدسی و هدایت انبیاست؛ شکسته شدنی که خود مصداق بارز آن ضرب المثل "از چاله به چاه افتادن" به شمار می رود. مدرنیته خود دچار بحران درونی بود، اما این