سیاست و مهدویت صفحه 175

صفحه 175

انسان به مثابه یک رفتار عقلانی، توهمی پوچ و عبث می نماید.

بنابر دیدگاه فروید، در بسیاری موارد رفتار انسان این گونه است. انسان اسیر عقده هایی درونی شده که شخصیت و ضمیر باطنی او را شکل می دهد. بنابراین، منشأ و عامل رفتار انسان ها چیزی جز عقده های سرکوب شده نیست. بعدها، مارکس به نوعی این موضوع را برجسته تر ساخت که انسان ها در بسیاری از موارد اسیر ساختارهای اقتصادی - اجتماعی هستند؛ یعنی در واقع به تدریج ریشه تصور انسان محور، عاقل و همه کاره زده می شود. مارکس نشان می دهد که ساختار اقتصادی چقدر در ذهنیت پیدا کردن انسان ها تأثیرگذار است. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کسانی مثل نیچه نشان دادند که اصلاً ساخته شدن فلسفه در غرب، چیزی جز تلاش انسان برای تسکین دادن خود بشر نبوده است. در واقع، نیچه نیهیلیسم خاصی را درافکند و خود را هیچ انگار تمام عیار و کامل مطرح کرد. او انسان را ابرمرد می دانست، نه اسیر حقیقت ساخته دست خود. یعنی هر لحظه انسان اراده کند، بتواند حقیقت جدیدی را پدید آورد.

شاید آخرین ضربه و تیر خلاص را زبان شناسی به مدرنیته وارد کرد؛ چنان که نشان داد ذهنیت انسان ها، ساخته و محصول زبان در جامعه است. یعنی نشان داد این که انسان ها به شیوه خاصی فکر می کنند، چیزی نیست جز تحمیلی که جامعه از طریق ساختار زبانی خود بر انسان ها ایجاد می کند. ویتگنشتاین نیز در فلسفه زبان و نظریه بازی های زبانی اش نشان داد که حقیقت، ساخته نظام زبانی است.

نتیجه همه این نقدها، شکسته شدن محوریت انسان به مثابه تعیین کننده صرف برنامه زندگی فردی و اجتماعی خویش، بدون استعانت از عالم قدسی و هدایت انبیاست؛ شکسته شدنی که خود مصداق بارز آن ضرب المثل "از چاله به چاه افتادن" به شمار می رود. مدرنیته خود دچار بحران درونی بود، اما این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه