سیاست و مهدویت صفحه 89

صفحه 89

جهانی بشر، انسان را جای گزین خدا می سازد. دورکیم بر این مطلب تصریح کرده است (Durkheim, 1964).

عامل مهم تر و تأثیرگذارتر بر تحولات غرب مدرن را می باید در عصر روشنگری قرن هیجدهم جست وجو کرد. در واقع اومانیسم و اصلاح دینی، خود زمینه ساز تحول عظیم تر ظهور عقلانیت مدرن غرب در عصر روشن گری بودند که در کنار هم، مبانی نظری مدرنیسم غربی را شکل دادند. مهم ترین شعار عصر روشن گری به تعبیر کانت:

...خروج آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن خود. و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویش است بدون هدایت دیگری.

وی درجای دیگر تصریح می کند

برای این روشنگری به هیچ چیز نیازی نیست مگر آزادی؛ تازه آن هم به کم زیان بارترین نوع آن، یعنی آزادی کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تمام و کمال... .

و کلام آخر کانت آن که:

... من در روشن گری، بیش از هر جای دیگر بر خروج آدمی از نابالغی به تقصیر خود خویش در امور قلمرو مسائل مذهبی پای فشرده ام (کانت و دیگران، 1376: 26-15).

نتایج سه اصل پیشین، چنان که بعدها نظریه پردازان پسامدرن چون لیوتار آن را برجسته ساختند، حکم کلان به الگوی پیشرفت و توسعه بشری بر اساس روش مدرن بود. تنها شیوه سعادت مندی در این جهان، تمسک به اصول مدرنیسم غربی محسوب می شد. در پی این تحولات فکری و تاریخی در غرب و شکل گیری و فعال شدن بورژوازی ماجراجو در آن، غرب مدرن توانست با بهره مندی از امتیاز انحصاری خود در تقدم در تغییر و دگرگونی (بدیع، 1380: 51)، با گسترش حوزه نفوذ خود به دورترین جای دنیا در طی چند سده دوره استعماری، شرق را در سیطره و کنترل خویش درآورد. اینک با

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه