سیاست و مهدویت صفحه 9

صفحه 9

در نگرش های مختلفی که به سیاست وجود دارد، چه مراد از سیاست قدرت، یا دولت و یا استصلاح باشد، سیاست نوعی رابطه راه بری در عرصه اجتماعی است. ناگزیر هر نوع راه بری، مستلزم رابطه قدرت است. رابطه قدرت در هر نوع تعریفی تأثیر اراده و اعمال آن را بیان می کند؛ یعنی عده ای تأثیرگذارند و عده ای تأثیرپذیرند. با توجه به نگرش های مختلف در عرصه اجتماعی، آن گاه فعل قدرت یا فعل سیاسی رخ می دهد که عاملی اعم از عوامل انسانی یا ساختاری، بر عوامل انسانی تأثیر بگذارد (لوکس، 1375). یعنی تأثیرگذاری باید در جهت مدیریت کلی جامعه باشد. البته امروزه با توجه به تخصصی شدن و جزئی تر شدن نگرش ها و جدا شدن علوم انسانی از فلسفه و حکمت، برخی افعال دیگر چون مدیریت نیز به این معنا داخل سیاست می شوند. به هر حال، اگر رابطه قدرت را نیز در رهبری کلان جامعه در نظر بگیریم، فعل سیاسی رخ می دهد. در رشته مدیریت هم ممکن است چنین نگاهی باشد، اما فعل سیاسی، کلان تر و کلی تر از صرف رابطه مدیریتی در عرصه ای خاص است.

رویکردهای عمده به فعل سیاسی

اگر چنین برداشتی را از سیاست بپذیریم، دست کم به سه روی کرد کلان نسبت به سیاست برخواهیم خورد: اولین روی کرد، روی کردهای عمدتاً کلاسیک است. روی کردهای کلاسیک، سیاست را به منظور دست یابی افراد جامعه به فضیلت، در نظر می گیرند که در واقع، غایت فعل سیاسی در نظر آنان به فضیلت می گراید(بلوم، 1373: 29- 24). در یونان باستان، سقراط فضیلت را محور زندگی سیاسی ساخت. در بحث های افلاطون و ارسطو هم این نگرش برجسته است. در مسیحیت هم زندگی سیاسی، ابزاری است به سوی شهر آسمانی و برای دست یابی به سعادت. در شهر آسمانی که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه