درآمدی بر اخلاق پزشکی در اسلام صفحه 8

صفحه 8

قلبی و لسانی و جوارحی، از این ملکات نشات می­گیرد و ارزش آنها به تبع خصال باطنی است.

خواجه نصیر الدین طوسی موضوع علم اخلاق را خوی و سرشت آدمی می­داند که بر اراده و رفتار او حاکم است. او اخلاق را چنین تعریف می­کند:

«خُلق ملکه ای بود نفس را، مقتضی سهولت صدور فعلی از او، بی احتیاج به فکری و رؤیتی.»(1)

بوعلی سینا نیز در الهیات شفا می نویسد:

«انّ الخُلق هو ملکه یصدر بها من النفس افعال ما، بسهوله من غیر تقدّم رویه: خُلق ملکه ای نفسانی است که باعث می شود افعال خاصی، به سادگی و بدون نیاز به فکر و تأمل، از انسان صادر شود.»

ملامهدی نراقی، روح و نفس ناطقه را موضوع علم اخلاق می­داند و سعادت ابدی انسان را در گرو شناخت صفات مهلکه و منجیه واسباب کسب منجیات وعلاج

مهلکات می­شمرد و می­نویسد:

«همان­گونه که علم طب متکفل شناخت بیماری­های جسمی و درمان آنهاست، علم اخلاق نیز متکفل شناخت امراض روحی و رذایل اخلاقی و راه­های درمان آنهاست.»(2)

در نزد فلاسفه یونان، همچون سقراط و افلاطون و ارسطو نیز، هدف اخلاق پرورش انسان­های با فضیلت بوده و عدالت، ملکه­ای است که انسان با آن، فضیلت را از رذیلت تمیز می­دهد.(3)


1- . طوسی نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، خوارزمی، 1373، ص 48.
2- . نراقی محمد مهدی، جامع السعادات، نجف، منشورات جامعه النجف الدینیه،1383ق، ج 1، ص 37.
3- . کاتوزیان ناصر، مبانی حقوق عمومی، تهران نشر دادگستر، چاپ اول، 1377، ص 345.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه