- مقدمه 1
- دو دیدگاه در اخلاق 7
- واژه های اخلاقی در قرآن 17
- بهداشت تغذیه 55
- بهداشت جنسی 62
- بهداشت محیط 64
- حق حیات انسان 94
- حق حیات حیوانات 97
- پزشکی و حفظ حیات 100
- برترین فضیلت 111
- تقوا در کلام امام علی علیه السلام 126
- تقوا، مصونیت است نه محدودیت 129
- ارتباطات انسان 136
- ارتباط پزشک و بیمار 137
- مراجعه به همجنس 138
- لمس بدن بیمار 141
- درمان با حرام 142
- مواسات 149
- انفاق 150
- رابطه احسان و تقوا 156
- بِرّ و نیکی 157
- خیرخواهی 159
- خیر رسانی 161
- خدمتگزاری 162
- امانت داری و ایمان 173
- امانت داری نسبت به خود 180
- امانت داری در برابر خدا 181
- امانت داری در برابر خانواده و جامعه 182
- بسترهای امانت داری 184
- امانتداری، عامل رفاه جامعه 185
- اموال عمومی 187
- رعایت صرفه و صلاح 188
- منابع انسانی 192
- مسئولیت درمان 192
- مسئولیت پذیری 193
- رعایت اهلیت در مسئولیت 194
- کیفیت کار 197
- آسیب کم کاری 200
- اسرار بیماران 204
- جسم بیماران 206
- ناموس بیماران 207
- حقیقت گویی 209
قلبی و لسانی و جوارحی، از این ملکات نشات میگیرد و ارزش آنها به تبع خصال باطنی است.
خواجه نصیر الدین طوسی موضوع علم اخلاق را خوی و سرشت آدمی میداند که بر اراده و رفتار او حاکم است. او اخلاق را چنین تعریف میکند:
«خُلق ملکه ای بود نفس را، مقتضی سهولت صدور فعلی از او، بی احتیاج به فکری و رؤیتی.»(1)
بوعلی سینا نیز در الهیات شفا می نویسد:
«انّ الخُلق هو ملکه یصدر بها من النفس افعال ما، بسهوله من غیر تقدّم رویه: خُلق ملکه ای نفسانی است که باعث می شود افعال خاصی، به سادگی و بدون نیاز به فکر و تأمل، از انسان صادر شود.»
ملامهدی نراقی، روح و نفس ناطقه را موضوع علم اخلاق میداند و سعادت ابدی انسان را در گرو شناخت صفات مهلکه و منجیه واسباب کسب منجیات وعلاج
مهلکات میشمرد و مینویسد:
«همانگونه که علم طب متکفل شناخت بیماریهای جسمی و درمان آنهاست، علم اخلاق نیز متکفل شناخت امراض روحی و رذایل اخلاقی و راههای درمان آنهاست.»(2)
در نزد فلاسفه یونان، همچون سقراط و افلاطون و ارسطو نیز، هدف اخلاق پرورش انسانهای با فضیلت بوده و عدالت، ملکهای است که انسان با آن، فضیلت را از رذیلت تمیز میدهد.(3)
1- . طوسی نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، خوارزمی، 1373، ص 48.
2- . نراقی محمد مهدی، جامع السعادات، نجف، منشورات جامعه النجف الدینیه،1383ق، ج 1، ص 37.
3- . کاتوزیان ناصر، مبانی حقوق عمومی، تهران نشر دادگستر، چاپ اول، 1377، ص 345.