ناصرالدین شاه دیگر می شد به جرأت از مدرنیته به عنوان یک امکان تاریخی محتمل برای چشم انداز ایران آن زمان نام برد. امکانی که سیطره دم افزون استعمار غرب مدرن و البته بحران تاریخی [و تاحدودی استیصالی] که بدان گرفتار آمده بودیم بر ما تحمیل کرده بود. به عبارت دیگر، ظهور مدرنیته به عنوان یک امکان تاریخی غالب برای کشور ما نتیجه مستقیم حضور و نفوذ و سیطره قدرت های استعماری سرمایه داری غرب مدرن در ایران بود. امکانی که عملا از فردای پیروزی فراماسونری های لژ بیداری تحت لوای مشروطه خواهی [1327 ق برابر با 1288 ش] و تسلط آنها بر کشور به یک فعلیت بدل گردید.
فعلیت یافتن مدرنیته در ایران البته امری دفعی نبود اما با به قدرت رسیدن رضاخان قلدر پهلوی دیگر فعلیت یافتن مدرنیته در مسیر بسط تاریخی خود به طور کامل آغاز گردید و مراتبی از یک مدرنیته مقلد وابسته تحت سلطه و پیرامونی [نسبت به کلیت نظام اقتصاد و سیاسیت مدرن در جهان و کانون های اصلی قدرت در آن نظام] در ایران عینیت و بسط و تفصیل یافت.
مدرنیته وقتی به یک فعلیت بدل گردید [فعلیتی که ممکن است در مراتب نازل و یا بالای مدرنتیه باشد، اما به هر حال در ساحت فعلیتی به نام مدرنیته است] دیگر امکان بودن خودش را برای تاریخ و به تبع آن جامعه ما از دست داد. بنابراین به جرأت می توان گفت که امروز در حدود یک قرن است که مدرنیته دیگر یک امکان تاریخی برای امروز و فردای ما نیست بلکه صرفاً یک فعلیت تحقق یافته و به تمامیت رسیده است.
این سخن درستی است که مدرنیته در مقام تحقق امری ذومراتب است، اما در پله اول یا آخر تحقق تاریخی مدرنیته بودن چیزی از حقیقت خروج مدرنیته به عنوان یک امکان در تاریخ ما نمی کاهد البتته مدرنیته ای که در ایران محقق شد و گاه از آن تحت عنوان شبه مدرنیته نام برده می شود، یک مدرنیته غرب زده سطحی بود که وابستگی به قطب های اصلی نظام سلطه غرب مدرن و تحت سلطه استکباری قرار داشتن و بحران زدگی دائم و بی عدالتی و استبداد رأی نفوس در ذات آن قرار داشته و دارد. اساساً مدرنیته در قرن نوزدهم [زمانی که به عنوان امکان غالب و محتمل در تاریخ ما حاکم شد] برای جهان و ملل غرب زده و غیرغربی، چشم اندازی جز نحوی مدرنیته درجه سه نگشوده بود و امروز نیز وضع به همین گونه است. این امر محتمل است که یک اجتماع غرب زده مدرنیست در مراتب نظام جهانی سلطه، چند پله بالا برود اما در اوج قله نظام سلطه اقتصادی مدرن قرار داشتن و یا در پله های پایینی آن ایستاده بودن چیزی از ماهیت مدرن و غرب زده بودن آن اجتماع کم نمی کند و یا به آن نمی افزاید. البته در دهه آغازین