اتحاد و انسجام صفحه 211

صفحه 211

مردم مکلّفند آن امام را بشناسند و اگر منظور از امام، فاتحه الکتاب بود، تخصیص امام به «زمانش» بی فایده بود.

فاضل هروی: بنابر مقتضای این روایت (آن طور که شما معنی می کنید) در این زمان بین من و شما فرقی نخواهد بود.

ابن ابی جمهور: خیر (من با شما مساوی نیستم) چه اینکه مراد از روایت، امامی است که با دلائل بسیار او را شناخته و به او اعتقاد دارم ولی تو چنین اعتقادی نداری.

فاضل هروی: آن امامی که تو بر امامت او اعتقاد داری، هرگز او را نمی بینی، جا و مقام او را نمی دانی، فتوای مسائل را از او نمی توانی بپرسی و در دین از او بهره نمی بری، از این رو حال من و تو با هم مساوی است.

ابن ابی جمهور: هرگز آن حدیث دلالت ندارد بر این که باید جا و محل اقامت آن امام را دانست و فتوای مسائل را از او شنید. بلکه این قدر دلالت می کند که باید او را شناخت. الحمد للّٰه من او را می شناسم و دلیل های روشنی بر وجوب وجودش، امام بودنش، لزوم متابعت او، امکان ملاقات با او، و این که روزی ظهور خواهد کرد، دارم ولی تو این عقیده را نداری.

فاضل هروی: من در طلب شناخت امام هستم. شنیده ام که در ولایت یمن مردی ادّعای امامت می کند، می خواهم خود را به او برسانم و هرگاه دیدم که در ادّعایش صادق است، از او تبعیّت خواهم کرد.

ابن ابی جمهور: پس شما در این زمان (که هنوز امام را نشناخته ای) از مردمان جاهلیّت هستی و اگر بمیری در زمرۀ مردگان زمان جاهلیّت محشور می شوی. چرا که شناخت امام زمانت را عملاً نپذیرفته ای و به وجود او در هر زمانی باور پیدا نکرده ای.

در این هنگام فاضل هروی از جواب بازماند و دیگر سخن نگفت. (1)ابن ابی جمهور احسائی می گوید: بعد از جریان مناظره در سه جلسه و درماندن او نسبت به مطالب و سؤال های من، دیگر با وی ملاقات نکردم ولی بعد از چند روز


1- (1) . گلشن ابرار، ج 4، ص 106 به نقل از نامۀ دانشوران، ج3، ص386..
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه