فرهنگ مدرنیته و توهم صفحه 27

صفحه 27

حالا باید روشن شود که این مشکل از کجا آغاز و به واقع باید روشن شود غربِ موجود از کجا شروع شد؟!

ما در رابطه با نقطه خاصی از تاریخ با شما صحبت می کنیم که به نظر خودمان نقطه عطف است، و آن عبارت است از زمانی که غربی شدنِ غرب به شکل وضع موجود، خود را نمایاند و یا به تعبیر بهتر، زمانی که فرهنگ غرب چهره نهایی خود را به صحنه آورد. این زمان چنان چه ملاحظه فرمودید بعد از رنسانس شروع شد و در سخنان فرانسیس بیکن در قرن 16 خود را نمایاند. مبنای این تمدن با این طرز تفکرِ بیکن شکل گرفت که می گوید: «بشر از پدیده های طبیعی، نظمی بیشتر از آنچه در آن ها واقعاً موجود است انتظار دارد.»(1)

عنایت فرمودید که آقای فرانسیس بیکن مجموعه بحث هایی به نام «بُت های فکری» دارد؛ در آن جا می گوید همواره بشر در طول تاریخ تفکر اشتباه کرده است، زیرا بت هایی را در نحوه تفکر خود ساخته و با مقید بودن به آن بت های فکری، همه چیز را تجزیه و تحلیل می نموده است. به ارسطو و افلاطون و امثال این ها اشکال می گیرد و آن ها را عامل عقب افتادن جامعه بشری می داند. او می گوید بشر یک اشتباه بزرگ کرده است و آن این که معتقد بوده در عالمی که روبه روی او است و با آن سال ها زندگی می کرده است، نظم حکیمانه ای وجود دارد که باید با آن هماهنگ شود، در حالی که این انتظار زیادی است که ما از طبیعت داریم. از نظر بیکن درست است به ظاهر یک هماهنگی هایی در عالم هست، ولی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه