فرهنگ مدرنیته و توهم صفحه 29

صفحه 29

می دهم و با یک حالت جدّی و برنامه دار، بشر جدید برای تغییر طبیعت به صحنه تاریخ معاصر آمد، بشری که معنی خود را بیشتر در تغییر جهان جستجو می کند. آنچه بنده از عزیزان انتظار دارم توجه به این نکته اخیر است که عنایت بفرمایید چرا می گوییم بعد از رنسانس، بشری جدید به صحنه آمده است، در حالی که این بشر جدید از نظر شکل با بشر گذشته فرقی ندارد، ولی از نظر تلقی از خود و نگاه به خود، فرق اساسی دارد.

بشر جدید انسانی است که میل هایی دارد و آنچنان این میل ها برایش مهم شده که باید حتماً آن ها را ارضا کند و معنی زندگی را جز در جواب گویی به این میل ها نمی داند. حال اگر نظام طبیعیِ عالم نتوانست جواب آن میل ها را بدهد، آنقدر نظام طبیعی عالم را تغییر می دهد تا مطابق میل های او گردد. دیگر کار بشر با این معنی و تلقی که از خود دارد، می شود ساختن ابزارهایی که به کمک آن ابزارها بتواند به جان طبیعت بیفتد. و تولد «انسان ابزارساز» از این جا معنی پیدا کرد و پدید آمد. بنده روی این نکته اخیر؛ یعنی تولد انسانِ ابزارساز عرایض جدّی دارم، در واقع این حرف دو قسمت دارد؛ یک قسمت این که بتوان روشن کرد در دنیای امروز، بشری در صحنه است که صرفاً معنی خود را در ساختن ابزارهای تکنیکی جستجو می کند؛ و در قسمت دوم روشن کنم این نوع انسان که به آن انسانِ ابزارساز گفته می شود، در توَهّم به سر می برد و نه این که با حقیقت در ارتباط باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه