شبهات جدید صفحه 12

صفحه 12

ثانیاً اگر یک نظریه علمی، با ضمیمه شدن به دلیلی دیگر (مانند حکم عقل) به مرحله قطع و یقین رسید. این مسأله به تعارض عقل و دین برگشت می کند (و از مسئله تعارض علم و دین خارج می شود) و احکام عقلی، با احکام دینی تعارض ندارد؛ بلکه اگر تعارضی بین یک حکم عقلی و یک حکم دینی به نظر آید، دارای یکی از دو احتمال است:

نخست احتمال دارد در مقدمات دلیل عقلی، خطایی صورت گرفته باشد که با ظاهر آیات معارض شده است.

احتمال دوم این که ظاهر آیه با حکم شرعی مراد نباشد؛ بنابراین با قرینه حکم عقل در ظاهر آیه تصرف می کنیم. مثال: در آیاتی که می فرماید: «آسمان ها هفت گانه است»؛ اگر ما یک دلیل علمی قطعی (استقراء تجربی همراه با ضمیمه دلیل عقلی) پیدا کردیم که صدها آسمان داریم یا یک آسمان بیشتر نداریم، تعارض دلیل عقلی و شرع شده است، از این رو در ظاهر دلیل شرعی، با کمک قرینه عقلی تصرف می کنیم و می گوییم مراد از «هفت» در آیات شریفه تعیین عدد آسمان ها نبوده، بلکه بیان کثرت بوده است، چنان که در محاورات عرفی مردم هم هفت، صد و هزار... برای بیان کثرت به کار می رود و این بر مبانی روش تفسیر عقلی است. به عبارت دیگر تعارض علم و دین به تعارض عقل و دین بر می گردد و تعارض عقل و دین محال است، به سه دلیل که به طور خلاصه عبارتند از:

1. خداوند حکیم و عاقل است و حکم خلاف عقل، صادر نمی کند.

2. عقل حجت باطنی انسان است و با حجت ظاهری پیامبر تعارض ندارد.

3. اصل دین به وسیله ی عقل ثابت می شود و اگر حکم عقل، به وسیله نقل باطل شود، اصل دین باطل می گردد(1).


1- (1) . علم قطعی (دلیل علمی همراه با دلیل عقلی) و وحی، دو راه معرفت بشری هستند که هردو انسان را به حقیقت رهنمون می شوند؛ پس اگر متعارض شدند نمی توانند هر دو صادق باشند چون دو واقعیت متناقض از یک چیز در یک زمان وجود ندارد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه