شبهات جدید صفحه 224

صفحه 224

تکلیف برای امکان فعل تعلق می گیرد و زمانی که فعل و ترک هر دو در اختیار مکلف اند. و خدا کاری را که فعل و ترک آن ممکن است بفرماید آن را بکن ولی خیری که فعل و ترک آن در اختیارات آن نیست محال است بفرماید انجام بده. زیرا چنین امر و نهی ای لغو و بی اثر است. مانند آن که اگر کسی بداند که حتماً در فلان خیابان زیر ماشین خواهد رفت و هیچ تلاشی جلو این خطر را نمی تواند بگیرد. چنین شخصی هیچ تلاشی برای جلوگیری از این مسئله نخواهد کرد زیرا اثری ندارد و چنین شخصی با وجود علم به خطر به زندگی عادی خود ادامه می دهد اگرچه منتهی به خطر خواهد شد. بنابراین با این توضیحات روشن می شود که این علم موهبتی امام علیه السّلام اثری در اعمال او و ارتباطی با تکالیف خاصۀ او ندارد. پس هر امر مفروض از آن جهت که متعلق قضاء حتمی است متعلق امر یا نهی با اراده و قصد انسانی نمی شود و فقط باید راضی به قضای او بود. از این رو سیدالشهداء در آخرین ساعت زندگی می فرمود:

«رضاء بقضاءک وتسلیماً لامرک لامعبود سواک».

قسم دوم از علم امام، علم عادی است. پیامبر صلی الله علیه و آله به نص قرآن کریم و امام بشری است مانند سایر افراد که اعمالش در مجرای اختیار و بر اساس علم عادی قرار دارد. امام مانند سایر افراد، انسانی بندۀ خداست که به تکالیف و مقررات دینی مکلف و موظف می باشد و طبق سرپرستی و پیشوایی که از جانب خدا دارد با موازین عادی انسانی باید انجام دهد و آخرین تلاش را در اجرا حکم حق و سرپا نگهداشتن دین و آیین می نماید.

این شبهه که علامه طباطبایی آن را پاسخ داده اند را می توان چنین تبیین کرد که پیامبر و امامان با داشتن شخصیت الهی و روح ولایت در زندگی شخصی و رویارویی با حوادث و پیش آمدها به علم عادی خود عمل می کنند و از علم غیب استفاده نمی کنند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه