- فصل اول: تعامل قرآن و علم 3
- اشاره 3
- رابطۀ علم و دین چگونه است؟ 4
- اول: رابطه قرآن و علم 4
- اقسام تعارض علم و دین 9
- راه کار تعارض ظاهری علم و دین 13
- فصل دوم: تعارض های ادعایی بین علم، قرآن و حدیث 18
- اشاره 18
- اول. هفت آسمان 19
- دوم: جایگاه خروج اسپرماتوزئید (صلب و ترائب) 40
- سوم: شهاب سنگ ها 57
- چهارم: زوجیت و لقاح گیاهان در قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله: 63
- پنجم: بُعد دوم شخصیت انسان در قرآن (صدر و قلب) 90
- فصل سوم: قرآن شناخت 92
- اشاره 92
- اول: نزول الفاظ و معانی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله: 93
- دوم: واقع نمایی و حجّیت تفسیر 96
- سوم: مراتب فهم قرآن 98
- چهارم: تشابه ها و تفاوت های قرآن و کتاب مقدس (تورات و انجیل) 99
- اشاره 101
- پنجم: قرآن و فرهنگ زمانه 101
- دیدگاه اول: تأثیرپذیری کامل قرآن کریم از فرهنگ عصر نزول 102
- دیدگاه دوم: قبول عناصر ثابت فرهنگ و طرد عناصر منفی 128
- فصل چهارم: قرآن شناسی 133
- اشاره 133
- چه کسی وحی را از طرف خداوند به حضرت محمد صلی الله علیه و آله نازل کرد؟ 134
- اشاره 141
- آیا وحی های جدید وحی های قبلی را تصدیق می کنند یا جایگزین آنها می شوند؟ 141
- نکاتی پیرامون نسخ 146
- آیا قرآن از فرهنگ و قوانین اعراب متأثر شده است ؟ 147
- اشاره 147
- اشاره 147
- برخورد قرآن با فرهنگ زمانه 147
- الف) قرآن و برخوردانکاری با فرهنگ های عصر خویش 148
- ب) قرآن و برخورد اثباتی با فرهنگ اعراب 150
- ج. قرآن و برخورد اصلاحی با فرهنگ اعراب 151
- آیا قرآن ناقص است یا با جزئیات کامل ؟ 154
- آیا قرآن عربی در کتاب های قبلی که غیرعربی است وجودداشته است ؟ 162
- اگر ابلیس فرشته است پس چرا گناه کرد؟ 165
- چرا قرآن از مجازات های دردناک با الفاظ بشارت آمیز یاد می کنند؟ 169
- جمع بندی و نتیجه گیری 174
- اشاره 176
- فصل پنجم: خداشناسی 176
- آیا مشرکان، الله را می پرستیدند یا خدای دیگر را؟ 177
- اشاره 177
- اقسام توحید 178
- الله و تخت و عرش کجاست ؟ 187
- آیا خدا فراموش می کند یا نه ؟ 196
- آیا غیر از خدا علم غیب می داند یا نه ؟ 204
- اشاره 204
- اقسام غیب 206
- آگاهی پیامبر و امامان از غیب 209
- اگر رحمت الهی گسترده است چرا برخی افراد را هدایت نمی کند؟ 226
- آیا خدا شرک را می بخشد؟ 234
- اگر خدا بی نیاز است چرا می آفریند؟ 244
- آیا خدا می توانست یک فرزند داشته باشد؟ 254
- آیا خدا محافظ انسان ها هستند یا فرشتگان ؟ 261
- تولد افراد ناقص الخلقه و مصیبت زده چگونه با عدل الهی سازگار است ؟ 268
- اشاره 276
- فصل ششم: معادشناسی 276
- روز آخرت نامه عمل را چگونه دریافت می کنیم ؟ 277
- اگر شراب بد است، چرا قرآن می گوید بهشتیان از شرابی لذت بخش می نوشند؟ 281
- آیا همه مسلمانان به دوزخ می روند؟ 288
- آیا حضرت مسیح علیه السّلام در جهنم خواهد سوخت ؟ 299
- آیا منکران قیامت و معاد دلیلی ندارند؟ 306
- آیا منکران نبوت فقط بشر بودن پیامبران را مانع می شمردند؟ 316
- منابع 330
- لیست آثار انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن 342
- راه های تهیۀ کتاب های انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن 345
ذهنی انسان به واقع می رسد، مگر آن که خطای او ثابت شود و این مطلب در تفسیر و غیر آن جاری است و در همه ی علوم مبنا عملی است. برداشت تفسیری مفسر از چند جهت قابل بررسی است:
الف. نسبت به شخص مفسر: هنگامی که مفسر دارای شرایط، بعد از مطالعه دقیق قرآن و درنظرگرفتن قرائن و ضوابط، اقدام به تفسیر کرد، نمی توان او را بدون دلیل متهم به خطا کرد چون احتمال خطا در همه علوم بشری وجود دارد و شیوه عقلایی در این موارد آن است که دانشمندان به نتایج علمی خود اطمینان نسبی پیدا می کنند، چون علمِ عادی می آورد.
پس برداشت مفسر فوق برای خودش اطمینان می آورد و معتبر بلکه حجت است و این مطلب همان کبرای حجیت ظواهر قرآن است که در اصول فقه مورد بررسی قرار می گیرد. یعنی اگر مفاد آیه احکام بود لازم است طبق آن عمل کند و اگر برخلاف آن عمل کند مستحق مجازات است و اگر بعداً خطای مفسر کشف شد معذور است(1) ولی این مطلب مطابقت با واقع بودن را اثبات نمی کند. اما در مورد آیات متشابه و ناسخ و مسائل پیچیده ی قرآن، راهکارهای مناسب پیش بینی شده و مفسران می توانند با دقت و مطالعه در مورد آن ها مشکل را حل کنند. بدیهی است که مراتب فهم و قوت استنباط مفسران متفاوت است همان طور که مشکلات آیات نیز یکسان نیست. ولی به هر حال بعد از تلاش و اجتهاد اطمینان آور، استنباط هر مفسر برای خودش معتبر است.
ب. نسبت به دیگران: اگر مفسر با رعایت ضوابط تفسیر، تفسیرمعتبری ارائه کرد، منبع خوبی برای مطالعه و استفاده و نقد و بررسی دیگران می شود ولی مفسران دیگر حق ندارند که از مفسر قبلی تقلید کنند، چرا که تقلید در تفسیر
1- (1) به اصطلاح ما مخطئه هستیم و للمصیب اجران و للمحظی اجر واحد نک: کتب اصول الفقه، مثل فرائد شیخ انصاری.