آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود صفحه 169

صفحه 169

مطرح کنند(1)

و مقصد و مقصود فلسفه را نیز به حکمت متعالیه سوق دادند که جمع بین عقل و قلب است. به همین دلیل ابن سینا در آخر عمر می گوید: آن فلسفه حقیقی که باید به صحنه بیاید چیزی است بالاتر از آن چه من تا حال گفته ام و آن حکمت مشرقی است،که نتیجه نظر ابن سینا، فلسفه شیخ اشراق شد. فلسفه شیخ اشراق جنبه حضوری فلسفه اسلامی بود، سپس ملاصدرا آمد و عقل و قلب و مفهوم و شهود را جمع کرد، به طوری که اگر شما امروز فلسفه حکمت متعالیه ملاصدرا«رحمه الله علیه» را بخوانید به خوبی بین حضور و حصول جمع می کنید، نمونه اش تفکر و سلوک امثال امام خمینی«رحمه الله علیه» است.

بنی امیه و بنی عباس با قصد دیگری به یونان رجوع کردند غیر از آن مقصدی که فارابی و ابن سینا داشتند. بنی امیه و بنی عباس، معتزله را آوردند که اصل تفکر را فلسفه یونان قرار می دادند و آنچنان در افراط افتادند که از اسلام آن مقداری را می پذیرفتند که در حد تصدیق فلسفه یونان باشد. معتزله می گفتند: چون فلسفه یونانی نمی پذیرد صراطی پس از مرگ وجود داشته باشد پس صراطی نیست و پیامبر صلی الله علیه و آله این ها را برای عوام گفته اند، همین طور که وهابی ها بدون آن که خودشان بدانند حاصل همین فکرها هستند. این ها هم می گویند: چون عقل ما نمی پذیرد سوال قبر -که همان برزخ است - وجود دارد پس چنین چیزی نیست و با یک قشری گریِ افراطی عقاید سطحی خود را به بقیه فرق اسلامی تحمیل می کنند، در حالی که اگر با عقل سلیم در قرآن تدبر کنیم علاوه بر دلایل عقلی، با تدبر در قرآن به خوبی می توان متوجه عالم برزخ شد.(2)

به هر صورت عرض بنده این است که اگر رویکرد جهان اسلام به سوی اهل بیت پیامبر علیهم السلام می بود، نه تنها روحیه استدلالی در اسلام که امثال فارابی و ابن سینا به دنبال آن بودند به نحوی بارز در صحنه اجتماع اسلامی ظاهر می شد، بلکه اشراق و شهودی در صحنه دینداری مسلمانان جریان می یافت که هرگز قابل مقایسه با آن چه هست نمی بود و تمام حرکات و سکنات دینی در همه اقشار جامعه جهت قدسی خود را حفظ می کرد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه